|
عليرضا نوري زاده مزدوري براي همه فصول
عامل ساواك شاه و شيخ و جاسوس چند جانبه را بشناسيد
با نگاهي به پشت و پشتوانه مزدور اجنبي، عليرضا نوري زاده به وضوح هم مٌهر مزدوريِ رژيم شاه و نوچگي مهره هاي استعماري از قبيل علي اميني، و هم ردِپاي شيخ مشروعه خواهي ميانه رو از نوع شيخ فضل الله نوري را خواهيد ديد. به راستي كه نشان از دو كس دارد هم شاه وهم شيخ.
(مزدورنشان دارشاه وشيخ- مجاهد319-اول آذر72)
هم چنين از آنجا كه ياوه گوييهاي جاسوسان اجنبي نبايد خالي از جنبه ها و اكتشافات پليسي باشد، مزدور نوري زاده در لجن پراكني هايش اغلب به كشفهاي جديدي نيز ميرسد!....
اين مزدور در زمان شاه روزنامه نگار بوده و با مجله فردوسي كار ميكرد وي پاورق نويس روزنامه اطلاعات بود. بدليل همكاري با ساواك مورد نفرت شديد دانشجويان مبارز در آن سالها بود. مزدور اجاره اي، علي رضا نوري زاده خبرچين ساواك در برخي كشورهاي عربي و پادو حزب رستاخيز و عامل بدنام دستگاه امنيتي ديكتاتوري سابق بود.
(كميسيون امنيت و ضدتروريسم شورا... نعل وارونه-2شهريور78)
(مـزدوري بـراي تمـام فصـول ـ 17آذر77-نشريه مجاهد 418 )
(اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزاده – در آلمان اول دي79)
(توبه گرگ مرگ است -نشريه مجاهد515-5مهر79)
(سابقه مزدوري براي ساواك شاه-نشريه مجاهد 418 ـ 17آذر77)
(مصاحبه يك پادوي استيجاري آخوندي بنام نوري زاده-ايران افشاگر85)
در روزهاي اول پيروزي انقلاب ضدسلطنتي بعنوان خبرنگار در مجله اميد ايران مشغول ميشود. او مجله اي بنام جوان منتشر ميكرد. وي با كميته سفارت آمريكا، ماشاءالله قصاب رابطه داشت.
عليرضا نوري زاده در جريان دستگيري مجاهد شهيد محمدرضا سعادتي در ننگين نامه خود ترهات ساواك آخوندي را عليه مجاهدين و شهيد محمدرضا سعادتي نشخوار ميكرد و اولين بار موضوع شهيد سعادتي را بشكل مشكوكي آنتني كرد.
نوري زاده همراه با برخي عناصر ادارهٌ هشتم ساواك و در خدمت « محسن رفيقدوست » و « آخوند هادي غفاري » شماري از همكاران سابقش را لوداد و به زير تيغ اعدام آخوندها انداخت.
سپس ظاهراً براي ادامهٌ تحصيل ولي البته براي يدك كشيدن القاب نان و آبدارتر به پايتختهاي اروپايي و مشخصاً بهلندن رفت و ضمن ادامهٌ روابطش با دستگاه اطلاعاتي و جاسوسي رژيم آخوندي، در طيف جرايد بقاياي شاه به قلمفرسايي پرداخت.
نوريزاده، كه بهخاطر خودفروشي مستمر سياسي و اطلاعاتي به « مزدور اجارهيي » معروف است، پساز قطع شدن جيره و مواجبش ازسوي برخي از جريانات خارج از كشوري و قطع شدن حقوق هفتگي 250پونديش از برخي سرويسهاي جاسوسي و اطلاعاتي عربي، يكچندي ژست ملي و مصدقي گرفت، اما خيلي زود در جرگهٌ استحالهچيها سر بهسفارتخانهها و عوامل ساواك آخوندي سپرد و از آنپس بهشكل « حرفهيي » به مجيزگوييهاي مشمئزكننده براي ولي فقيه وآخوندها و لجنپراكني بيوقفه عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت مشغول شد. وي از سال 66 تاكنون، بصورت حرفه اي بر عليه سازمان و به نفع ارگان اطلاعات رژيم آخوندي فعاليت و تبليغ ميكند.
رسوايي علي رضا نوريزاده در حمايت از جناحهاي مختلف رژيم به آنجا رسيد كه در نيمروزآبان 74 بهمناسبت درآوردن دوچشم يكدختر توسط جلادان ولايت فقيه، بهرازونياز وقيحانهيي با خامنهاي پرداخت و درحالي كه اين آخوند شياد و خونخوار را اهل « عرفان » و « از طايفهٌ دردكشان » توصيف مي كرد، خطاب بهپسرش كه خبر چشم درآوردن را از روي شبكهٌ اينترنت براي او آورده بود، نوشت:
« محال است كسي پيدا شود كه چشم دختر جواني را بهجرم اين كه عشق كورش كرده، از كاسه بيرون آورد .
در زير كليشه برخي از اين مجيزگوييهاي مشمئز كننده وي را در رسانه معلوم الحال نيمروز مي بينيد
(راز و نياز نوريزاده با وليفقيه -آبان74-ايران زمين72) (مجيزگويي رژيم ، آنروي سكهٌ لجنپراكني به مقاومت-ايرانزمين 75- 13آذر75) 
وي ضمن لاپوشاني كردن اين جنايت دربارهٌ خامنهاي جلاد، اضافه كرد كه تصوير او را در گوشههاي قلب خودش ميبيند . نوريزاده طي مجيزگويي تهوعآور ديگري براي خامنهاي گفت:
«…وارد وزارت دفاع كه ميشوم، سيد پشت تانك پريده است. يك تانك را براي نمايش آنجا گذاشتهاند. كسي باور نميكند آقاي سيدعلي خامنهاي كه به همراه شمار ديگري از ياران امام حزب جمهوري اسلامي را تشكيل داده، با توپ و تانك هم آشنايي دارد. سيد اما با استعداد است. همانطور كه شعر حافظ را ميخواند و بعد آن تفسير را ميكرد كه قلب ما را تكان ميداد، با تانك و توپ هم خيلي زود آشنا ميشود» (راديو اسراييل، 12تير75).
عليرضا نوري زاده يك روز بعد از اين مجيزگويي تهوع آور در باره خامنه اي، در يك گزارش براي بخش فارسي راديو آلمان (كه بعد ازمعاملات كلان رژيم با آن كشور بلندگوي اين اراجيف و عليه مقاومت ايران تبديل شده بود)، يك بحث مربوط به عربستان را بهشكل بيقافيهيي بهتبليغ دعاوي آخوندها عليه پناهندگي مخالفان رژيم تبديل كرده و ازجمله گفته است:
«بهاعتقاد جمهوري اسلامي، وابستگان سازمان مجاهدين و شماري ديگر از سازمانهاي مخالف رژيم كه از حقوق پناهندگي در انگليس برخوردارند، شريك جرايمي هستند كه افراد اين سازمانها در ايران عليه وابستگان رژيم مرتكب شدهاند…» (راديو آلمان، 13تير75).

نوريزاده كه سالهاي زيادي از عمرش را در مزدوري سازمانهاي مختلف جاسوسي سپري كرده و براي انواع و اقسام آخوندها و وليفقيه، پشتك و وارو زده است، با اين موضعگيريها، سر در آخور وزارت اطلاعات، منفورترين ارگان ترور، جاسوسي و آدمكشي، فروبرد و از همانجا هم دستورات لجنپراكني عليه مجاهدين را دريافت ميكرد با اين درجه از سرسپردگي بهآخوندها نوريزاده نيز مانند همهٌ پاسداران سياسي رژيم پيوسته نوشته است:
«بزرگترين مصيبت مردم ايران در تاريخ معاصرشان همانا ظهور اين فرقه (مجاهدين) بوده است» (نيمروز، 6بهمن74).
به همين خاطر در پاييز75 نيز با ابراز نگراني نسبت به اعتلاي مقاومت ايران و بهخاطر درماندگي رژيم آخوندي، به همدستان خود هشدار داد كه:
«بترسيد از آن روز و زماني كه در ايران حركتي ايجاد شد و ديديد كه جامعه دارد بههم ميريزد، آتشفشان ديگري دارد بيرون ميآيد و زلزلهٌ ديگري است و ما همچنان دست روي دست گذاشتهايم و تماشاگر آنيم كه ببينيم چه كسي ميآيد در اين بازي برنده ميشود».
وي هراسش از پيروزي ارتش آزادي را نميتوانست پنهان كند و در همين رابطه گفته است:
«آن بساط شعبدهبازي عراق را بايد رها كنيم» (بخش فارسي راديو آمريكا، 28مهر75)”.
در اين مصاحبه نوري زاده آنقدر در دفاع از حكومت جنايتكار آخوندي و در تخطئهٌ همهٌ مخالفان رژيم براي ملاها خوشرقصي كرد كه يكي از روزنامههاي حكومتي حرفهايش را اين چنين منعكس كرد:
«نوريزاده ارزيابي خود را از گروهها و دستجات در خارج به اين صورت مطرح كرد كه ما در خارج بعداز 18سال عملاً يك مجموعهيي نامتجانس با ايدهآلهاي نامتجانس و با افكار نامتجانس كه يكي در آرزوي آن است كه دوباره بساط گذشته برپا شود و حتي به يك كلمه كمتر هم رضايت نميدهند» (نشريهٌ حكومتي صبح، هفتهٌ اول آبان75)
همين روزنامه در شمارهٌ 11ديماه خود بهصراحت نوشت : «گفته ميشود نوريزاده تلاشها و تماسهايي را براي بازگشت به ايران انجام داده است»
در ادامه خط حمايت از رژيم و آخوند خاتمي، عليرضانوريزاده بهمراه تعدادي از عناصر معلوم الحال مثل بابك امير خسروي -مهدي خانباباتهراني - بيژن حكمت -فرخ نگهدار و ... براي شركت در انتخابات رژيم فراخوان دادند.
وي ارتباطات مشخصي با عناصري از جناحهاي مختلف رژيم از جمله عمادالدين باقي و اكبرگنجي و سعيد حجاريان داشته و از اين طريق تغذيه فكري و خطي در راستاي فعاليتهاي ضد انقلابي اش در حمايت از رژيم آخوندي ميشد. اين مزدور با وقاحتي آخوندگونه، خودش اذعان كرده كه هم طراز لاجوردي و صياد شيرازي است تا بدين ترتيب قيمت خودش را براي ولي فقيه ارتجاع بالا ببرد .
(اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزاده – در آلمان اول دي79)
(كميسيون امنيت و ضدتروريسم شورا... نعل وارونه-2شهريور78)
(كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا...به كمك پرويز ثابتي.15بهمن75-ايران زمين127)
قتلهاي زنجيره اي... ضديت هيستريك با مجاهدين :
در آبان79 و در جريان قتلهاي زنجيره اي فاش شد كه نوريزاده با سعيد امامي (از عوامل قتلهاي زنجيره اي و معاون فلاحيان)و نفرات ديگري كه اسامي اشان در زيرآمده است ارتباط داشته و با دريافت پول به نفع رژيم كار ميكرد. ازجمله اين نفرات عبارت بودند از:
سنجري يا همان مصطفي كاظمي (موسوي) فرد جايگزين سعيد امامي و از عناصر كليدي قتلهاي زنجيره اي, رضا معاون سعيد امامي در جريان قتلها و ترورهاي خارج كشور, پيرنيا همان حسين شريعتمداري از باند سعيد امامي و سردبير روزنامه كيهان از بازجويان و شكنجه گران زند ان هاي رژيم, حسين همان امير حسين تقوي قاتل پروانه فروهر و صمد حاجي زاده, نويسنده مخالف رژيم و دبير دبيرستان و كارون حاجي زاده پسر 9 ساله او است كه مشخصا قربانيان خود را با ضربات متعدد كارد به قتل رساند، ناصر خواجه نوري ،مهدي خانبابا تهراني, كريم حقي, كيومرث شكوهي, نوروزعلي رضواني, فريدون گيلاني, نادره افشاري, هادي شمس حائري, سعيد شاهسوندي و.....
(كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا... وقتي مزدور اجاره اي...-نشريه مجاهد454)
روزنامه كيهان5تير78 نوشت:
“سركرده نهضتي ها خبر داد رئيس گروهك نهضت آزادي به عنوان يك مطلع خبر داد كه عامل اصلي قتلهاي مشكوك) سعيدامامي ( با برخي سردبيران و مديران مسئول روزنامه جلسه داشت. ابراهيم يزدي در گفتگو با راديو لندن افزود: اينها مرتبا با امامي جلسه داشتند و از او خط مي گرفتند!”
در ادامه همين مطلب آمده است:
“ عليرضا نوري زاده درگفتگو با راديو آمريكا ادعا كرد، دو هفته پس از قتل فروهر از عوامل قتل منجمله سعيد امامي ) اسلامي( اطلاع داشته و نام وي را از طريق راديو آمريكا ذكر كرده است. نوري زاده با منوچهرگنجي نيز رابطه داشته است. ”
نوري زاده بهبهانهٌ الزامات خبرنگاري و برمبناي خبرهايي كه بالاترين مقامهاي اطلاعاتي رژيم در اختيارش ميگذاشتند، برروي موج انزجار عليه قتلهاي زنجيرهيي سوار شد و در خلال آن، آشكارا خط تبليغ خاتمي و تخطئهٌ مجاهدين را پيش برد
و به ضديت هيستريك با مجاهدين پرداخت.
عليرضا نوري زاده اكثر هفته ها دروغي چندشآور راجع بهمجاهدين و ارتش آزاديبخش منتشر ميكند دروغهايي كه از سالهاقبل تا كنون نيز كماكان ادامه دارد . افترائاتي كه آبشخورشان اطلاعات آخوندي بوده و هست. دروغهايي مثل انفجار درحرم امام رضا، نسبت دادن قتل كشيشهاي آزاده مسيحي بهمجاهدين ،اراجيفي عليه استواري رزمندگان شهر اشرف و پايداري آنها در مقابل رژيم پليد آخوندي و ... را از بلندگوهاي اجاره اي پخش ميكند.
“ سعيد حجاريان ”در يكي از نطقهايش در اردوي تحكيم وحدت، دربارهٌ مجاهدين ترم مخصوص و رذيلانهيي را بهكار بردكه عيناً و بدون يك حرف كم يا زياد توسط نوري زاده هفته ها در كيهان لندن عليه مجاهدين تكرار ميكرد.
وي بهطور مخفيانه در لندن با عباس سليمي نمين (از باند سعيد امامي و از عناصر وزارت اطلاعات رژيم) ديدار داشت. همهٌ نمونهها در اعترافات آخوند روحالله حسينيان بهپول گرفتن او از ساواك آخوندي، يككاسه شد. نوري زاده تلاش كرد رسوايي بهبارآمده را رفعورجوع كند و بخش عمدهٌ ستونش در كيهان لندن شمارهٌ832 (19آبان 79) را بهآن اختصاص داد. با فرار بهجلو لومپنانهيي مدعي شد:
“ اين افشاگري از ريختوپاش گريزناپذير جنگ جناحهاست »كه « ( حسينيان) و همپالكيهايش از افشاگريهاي ما وحشت دارند ».
البته مزدور عليرضا نوريزاده در هرشرايطي، هواي همه مشتريانش را دارد و مواظب است پلها را خراب نكند، در عين مشاطهگري براي خاتمي، فخرالدين حجازيوار مجيز خامنهاي را نيز مي گفت. اين مزدور بدليل خالي بودن دستش به اين چسبيد كه فلان قسمت اطلاعات دربارهٌ او غلط بود كه مثلاً من بچهٌ قم نيستم و بچهٌ تهرانم ....
نوريزاده سالها با پاسدار علي ربيعي معاون وزارت اطلاعات و دبير اجرايي شواري عالي امنيت ملي رژيم در دولت خاتمي رابطه داشت. و از اين طريق خط و خطوط رژيم به وي منتقل ميشد.
وي مشكوك به داشتن رابطه با ارگانهاي اطلاعاتي كشور انگليس است و به برخي از كشورهاي خاورميانه مانند لبنان نيز مسافرتهايي كرد.
او هم چنين با مطبوعات عربي مثل شرق الاوسط چاپ انگليس كار ميكند.
سردبيري نشريه الموجز را دارد. با عنوان “رئيس مركز مطالعات ايراني و عربي” با شبكه هاي عربي مصاحبه مي كند.
با راديوهاي فارسي زبان با عنوان “روزنامه نگار و تحليل گر مسائل سياسي” به گفتگو مي پردازد.
در يكي از شبكه هاي تلويزيوني خارج كشوري برنامه اي با عنوان “ پنجره اي رو به خانه پدري ” اجرا ميكند (منظور از خانه پدري اين مزدور، همان باغ مهران (مقر ساواك شاه و اطلاعات شيخ) قرارگاه ثارالله و مقر ابطحي و « سيد نازنين » و دفاتر عسكراولادي و آخوند حسينيان و سعيد امامي و ساير «تاريكخانههاي نظام»است) .
وي سالها است كه در اين برنامه طبق خط وزارت اطلاعات آخوندي عليه مجاهدين و مقاومت ايران به لجن پراكني مشغول است.
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت طي اطلاعيه اي درتاريخ 20آذر79 برخي سوابق اين مزدور را افشا نمود
(اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزاده – در آلمان اول دي79)
(گفتار صداي مجاهدايزگم كردن عليرضا نوري زاده ـ 15آذر 79)
(رازونياز با آخوند ابطحي-هفته نامه حريم19خرداد79)
(علي دباغ وعليرضا نوريزاده-ايران افشاگر بهمن85)
(تفالة شاه و شيخ- محمدداوودي-ايران افشاگرشهريور85)
ساير فعاليتهاي پادوي اطلاعات رژيم علي رضا نوري زاده
* * *
براي دريافت ساير افشاگريها و مقالات مربوط به مزدور اجاره يي عليرضا نوري زاده، به لينكها ي زير مراجعه كنيد.
در باره ياوه گوييهاي مزدور اجاره يي علي رضا نوري زاده
مقالات مرتبط درباره عليرضا نوري زاده، مزدوري براي تمام فصول ساير مقالات و اسناد درباره مزدوراجاره اي عليرضا نوريزاده
برنامه “پرونده” در باره مزدور اجاره اي عليرضا نوريزاده – قسمت اول برنامه “پرونده” در باره مزدور اجاره اي عليرضا نوريزاده – قسمت دوم
======================
هم ميهنان عزيز:
سوابق مزدور اجاره يي عليرضا نوري زاده، جاسوس چند جانبه را در اختيار دوستان و آشنايان خود در داخل وخارج از كشور قرار دهيد.
ما را دراطلاع رساني از آخرين اقدامات و ارتباطات اين مزدور اجاره يي ياري رسانيد.
نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زاده زادهنوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زاده
زادهنوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زاده زادهنوري زادهنوري زادهنوري زادهنوري زاده
|