ايران افشاگر- پرونده مزدوران ايران افشاگر - پرونده مزدوران

پاسخ به ياوه گوييهاي مزدور استيجاري

كميسيون امنيت و ضدتروريسم شورا...
25فروردين1381
برخي فعاليتهاي مزدور استيجاري نوري زاده عليه مقاومت
بازسازي مزدور اجاره‌يي انجمن هواداران مجاهدين ـ كلن
اول دي79
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراشمه‌يي از سوابق نوريزاده
20آذر79
ايزگم كردن عليرضا نوري زاده
گفتار صداي مجاهد - 15آذر 79
مزدور اجاره‌يي و رنگ و لعاب زدن به چهرهٌ خاتمي
22شهريور79- نشريه مجاهد513
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا... كرهماهنگ
7مرداد79
پـلـيـس پــرده‌هـا را كــنار مـي‌زنــد
نشريه مجاهد481
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا... وقتي مزدور اجاره اي...
نشريه مجاهد 454
حقيقت در برابر دروغ شماره 3
محمود مسعودي
اطلاعيهٌ انجمن هواداران مجاهدين در هلند
3آبان78
كميسيون امنيت و ضدتروريسم شورا... نعل وارونه
2شهريور78
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا... تلاش مذبوحانه...
6ارديبهشت78
مـزدوري بـراي تمـام فصـولـ
نشريه مجاهد 418 -17آذر77

مقالات مرتبط در باره نوري زاده مزدور چند جانبه

ساسان محمودي -صفاحائري
سايت ايران افشاگر-85
علي دباغ وعليرضا نوريزاده
سايت ايران افشاگر- بهمن85
تعزيه خوان انكرالاصوات تكية آخوند اژه يي
سايت ايران افشاگر- 2مهر85
تفالة شاه و شيخ- محمدداوودي
سايت ايران افشاگر- شهريور 85
مصاحبه يك پادوي استيجاري آخوندي بنام نوري زاده
سايت ايران افشاگر-85
مش قاسم ـ طناز نيم سوزنظام
سايت ايران افشاگر-11 مرداد 85
افشاگري راضيه خبازان
سايت ايران افشاگر-20 ارديبهشت84
افلاس درتئوري- درباره مزدور اجاره اي نوريزاده
عزيز پاك نژاد
از درون اطلاعات ملايان
محمود مسعودي
اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزادهدر آلمان
اول دي79
توبه گرگ مرگ است
نشريه مجاهد515-5مهر79
سابقه مزدوري براي ساواك شاه
نشريه مجاهد 418 ـ 17آذر77
مشابهت شيوه ها
نشريه مجاهد403-3شهريور77
مجيزگويي رژيم ، آن‌روي سكهٌ لجن‌پراكني به مقاومت
ايران‌زمين 75- 13آذر75
دربارهٌ مزدور اجاره اي
بابك مرادي -نشريه مجاهد321-15آذر72
بيله ديگ...
نشريه مجاهد321-15آذر72

ساير مقالات در باره مزدور اجاره اي نوري زاده

مطلبي دارم بسيار مهم
كيهان لندن - 20تير84
راز‌و‌نياز با آخوند ابطحي
هفته نامه حريم - 19خرداد79
رقص در مزبله
روزنامه كيهان - 29آذر78
تملق‌گويي مهوع براي آخوند خويينيها
راديو آلمان - 5مرداد 78
سـرسـپردگـي مطـلق بـه‌عـرفـان ايـرانـي
كيهان لندن - 6خرداد78
ستايش سپاه پاسداران و رحيم صفوي
كيهان لندن674 - 27شهريور77
مجيزگويي براي خميني-روي دست مداحان
كيهان لندن، 8مرداد77
تملق‌گويي براي خميني و تطهير او
كيهان لندن - 10ارديبهشت77
مجيزگويي براي ‌خاتمي
كيهان لندن - 20آذر 76
ملامــت دوست
نيمروز - 19آبان74
• مــــدح خامــــــنه اي
نيمروز - 12آبان74

 
مزدوران وابسته به رژيم آخوندي را بشناسيد • به هر صورت كه ميتوانيد مزدوران را در ميان عموم مردم افشا كنيد  

اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزاده – در آلمان سال79

(79) ديدار مسئولان جوامع پناهندگان، زنان و فارغ‌التحصيلان ايراني در برمن با مشاور شهردار كل برمن

پنجشنبه 24 آذر ماه، هيأتي مركب از مسئولان جوامع پناهندگان، زنان و فارغ التحصيلان ايراني مقيم برمن با آقاي هالب شفلر، مشاور شهردار كل برمن، پيرامون اوضاع ايرانيان در اين ايالت آلمان ديدار و گفتگو كردند. .. . هيأت ايراني با‌اشاره به‌موضوع قتلهاي زنجيره‌يي سياسي، اقدامهاي بي‌وقفهٌ مقامهاي رژيم و به‌ويژه وزارت اطلاعات آخوندي را براي مخفي نگاهداشتن نقش سردمداران رژيم در اين جنايتها كه در دادگاه ميكونوس هم محكوم شده‌اند، خاطرنشان ساخت و مداركي دربارهٌ سوابق و فعاليتهاي عليرضا نوري‌زاده در ارتباط با وزارت اطلاعات ارائه كرد. اعضاي هيأت هم‌چنين نسبت به‌حضور اين‌جاسوس در شهربرمن و سوءاستفاده از امكانات عمومي شهر اعتراض كردند.

آقاي شفلر از دامنهٌ فعاليتهاي غيرقانوني وزارت اطلاعات رژيم آخوندي در خاك آلمان، عملكرد آن در به‌كارگيري مزدوران و تحت فشار قرار دادن خانواده‌هاي پناهندگان ابراز شگفتي كرد و تأكيد نمود پناهندگان مي بايد به‌طور كامل از هرگونه گزند سرويسهاي اطلاعاتي رژيم ايران مصون بمانند و پليس و ادارات رسمي تدابير قانوني مقتضي را به‌عمل بياورند.

 

790929نشريه مجاهد 527

اطلاعيهٌ انجمن هواداران مجاهدين در آلمان (مركز كلن) - تناقض‌گويي مزدور اجاره‌يي و همنوايي پاسداران سياسي

هموطنان عزيز،

هفتهٌ گذشته شماري از هموطنانمان در شهر برمن آلمان دست به‌يك اقدام اعتراضي عليه حضور يك مأمور وزارت اطلاعات زدند.

متعاقباً نوري‌زاده كه نزد بسياري از ايرانيان، به‌خاطر دست‌به‌دست شدنش بين سرويسها و باندهاي مختلف، به‌مزدور اجاره‌يي شناخته مي‌شود، مدعي گرديد مجاهدين او را مورد حملهٌ فيزيكي و ضرب و شتم قرار داده‌اند به‌طوري‌كه بيني او شكسته‌است.

انجمن هواداران مجاهدين درآلمان (مركز كلن) نسخهٌ نوار ويدئويي جلسه برمن را دريافت كرده و آن‌را به اطلاع افكار عمومي مي رساند.‌اين نوار دروغپردازيهاي ايادي شيخ و شاه و هم‌خطان رژيم آخوندي را برملا مي‌كند.

هم‌چنين توجه پناهندگان و عموم هموطنانمان در آلمان را به نكات زير جلب مي‌كنيم:

1 ـ از آن‌جا كه افشاي عوامل رژيم، با استفاده از همهٌ اهرمهاي اعتراض، وظيفهٌ همه ايرانيان و تشكلهاي سياسي و فرهنگي ايراني است، به‌جد بايستي خاطرنشان نمود كه استفاده از عنوان خبرنگاري توسط نوري‌زاده قبل از هر چيز توهيني است به همهٌ نويسندگان و خبرنگاران ايراني به‌خصوص نويسندگان آزاده‌يي كه حاضر نشدند گردن به يوغ آخوندي بسپارند و راه ديارغربت را در پيش گرفتند. دوران دجالگري و عوامفريبي به پايان رسيده است.

2 ـ نوار ويدئويي جلسه برمن به‌خوبي دروغپردازيهاي نوري‌زاده و رذيلت همگنان او را دربارهٌ داستانسراييهاي مربوط به زدن و زخمي كردن و قصد كشتن را نشان مي‌دهد. اكثر حاضران در اين جلسه پس از ورود نوري‌زاده با پرتاب رنگ و بادمجان و ميوهٌ گنديده خشم و انزجار خود را نسبت به عامل وزارت اطلاعات و تماميت رژيم آخوندي به‌نمايش مي‌گذارند. صحنه‌هاي فيلم گواه روشني از دروغگويي مدل گوبلزي و وقاحت نوع آخوندي نوري‌زاده است.

3 ـ كيهان بقاياي شيخ و شاه در لندن درشرح اين واقعه مي‌نويسد: «با ضربات مشت صورت او را به‌شدت مجروح كرده و بيني او را شكستند… نوري‌زاده كه به‌شدت دچار خونريزي شده بود، به‌بيمارستان انتقال يافت و تا بامداد روز يكشنبه تحت درمان و مراقبتهاي اوليه قرار گرفت. وي قرار است براي عمل جراحي شكستگي استخوان‌بيني در لندن تحت معالجه قرار گيرد». مزدور اجاره‌يي اما خودش مدعي شده بود كه فقط يك مشت به‌طرف او پرتاب شده و گفته بود. «آن آقا، مشتي را كه انگشتر بسيار بزرگي هم در انگشتش بود به‌سوي شقيقهٌ من حواله كرد. خوشبختانه من سرم را كه بلند كردم اين مشت به‌عينك من خورد عينكم را شكاند و بيني‌ام را شكاند».

اولاً ـ بالاخره يك مشت به‌عينك مزدور اجاره‌يي خورده بود يا آن‌طور كه كيهان نوشته «ضربات مشت صورت او را به‌شدت مجروح كرد»؟

ثانياً ـ كسي كه تا صبح روز يكشنبه در آن حال وخيم بوده و نياز داشته در لندن دست به معالجه بزند، چطور عصر همان‌روز درشهر اسن براي شركت در يك برنامهٌ سخنراني ديگر حاضر شده است؟ اين دعاوي متناقض، علائم باليني كم‌حافظگي دروغگوست تا علائم شكستگي بيني و جراحي استخوان!

4 ـ مزدور ادعا كرده است: «من ترديدي ندارم قصدشان به‌قتل رساندن من بود» و «سعيد حجاريان كه روي صندلي چرخدار نشسته، باقي و گنجي در زندان هستند و فقط من هستم كه گروه رجوي مي‌خواهد صدايم را ببرد».

تصريح بر همريشي و هم ريشگي و هم خطي با دژخيمان اطلاعات و سپاه آخوندي، هرچند به قصد قربت بيشتر با آنان و برخورداري "از مزاياي قانوني آن" صورت گرفته است، آشكار مي‌سازد خبرنگاري و قلم به‌دست گرفتن نوري‌زاده، پوششي براي جنايت و جاسوسي و پيش بردن خطوط سعيد امامي است.‌در واقع حرف ايرانيان هم همين است كه وي نه يك خبرنگار و نويسنده بلكه يك عامل وزارت اطلاعات است و نبايد اجازه داد بيش از اين به سوء‌استفاده ادامه دهد.‌

5 ـ تشبثات رسواي پاسداران سياسي رژيم آخوندي در خارج كشور كه براي پذيرفته شدن از سوي آخوند خاتمي و ديگر آدمكشان حاكم بر‌ميهنمان به‌هر خودفروشي سياسي و اكنون به مظلوم‌سازي مأمور وزارت اطلاعات عليه مجاهدين و هواداران اين سازمان پرافتخار در خارج كشور روي آورده‌اند، ديگر پس از تصريحات آخوند روح‌الله حسينيان، مفيد هيچ فايده‌يي نيست.

براي هر ايراني موجب مباهات است كه توسط امثال مهرداد خوانساري‌و سازمان مشروطه خواهان خط مقدم مورد هتاكي قرار گيرد. چرا كه اين قبيل اراذل هم نشان از ساواك آريامهري دارند و هم به‌اعتراف خود با فرستادگان وزارت اطلاعات آخوندي در اروپا «مذاكره» مي‌كنند.

6 ـ رقت‌بارتر اما وضعيت گروههايي است كه زماني چپ‌نمايي مي‌كردند و امروز براي آستان‌بوسي از ارتجاع حاكم از يكديگر گوي سبقت مي‌ربايند تا مورد توجه «ميانه»‌رژيم آخوندي قرار بگيرند.

از جمله محفل ارتجاعي موسوم به راه كارگر كه يد‌طولايي در كشتار و تصفيه‌هاي دروني(1) دارد، اكنون در خارج كشور سوپردموكرات شده و مي‌نويسد «سازمان ما كه همواره از آزادي بي‌قيد و شرط دفاع مي‌كند اين اقدام چماقدارانه را شديداَ محكوم كرده و از همهٌ نيروهاي مترقي و آزاديخواه مي‌خواهد كه اقدامات نيروهاي تماميت‌گرا را كه به‌لحاظ روش برخورد با آزادي و دموكراسي تفاوتي با رژيم استبدادي حاكم بر ايران ندارند، به‌شدت محكوم كنند».

زهي وقاحت و بي‌شرمي براي كساني كه زماني مدعي چپ و مبارزه بودند و امروز به‌آلت دستهاي دست چندم آخوند يونسي تبديل شده‌اند.

علي كشتگر و باند خائن اكثريت نيز كه زماني دست در دست پاسداران و شكنجه‌گران خميني در زندانهاي رژيم شنيع‌ترين جنايات را مرتكب مي شدند و در خارجه نيز نقش و عملكرد آنها در ماجراي ميكونوس بر همگان روشن است، اكنون ايرانيان را «بي قيد و شرط»‌به‌خاطر اعتراض بر حق و قانوني و مسالمت‌آميز عليه مزدور وزارت اطلاعات محكوم مي‌كنند. از نظر آنان هم خمپاره‌باران مقر وزارت اطلاعات در داخل كشور و هم زباله‌باران ايادي وزارت در خارج كشور محكوم است و عقب‌نشيني به «ميانه» رژيم آخوندي دو دهه متوالي است كه ادامه دارد…

اما جنبش مقاومت مردم ايران براي آزادي و حاكميت مردم در داخل و خارج ايران پيوسته اوج مي‌گيرد و هر روز هرزه‌درايان و پاسداران سياسي استبداد خون‌آشام مذهبي را سيه‌روي‌تر مي‌كند.

نه اسلام پناهي خميني و خامنه‌اي و رفسنجاني و نه آزاديخواهي و جامعه مدني باند خاتمي و دم‌و‌دنبالچه‌هاي ولگرد آنان در خارج كشور كسي را نمي فريبد.

 

گزيدهٌ اطلاعيه‌هاي جامعهٌ پناهندگان ايراني‌ ـ برمن

 

 

اطلاعيهٌ شمارهٌ2

دروغپردازيهاي يك عامل وزارت اطلاعات رژيم آخوندي

...همان‌گونه كه در اطلاعيهٌ 12آذر اين جامعه آمده‌است، ايرانيان مقيم اين شهر نسبت به‌حضور اين عامل وزارت اطلاعات رژيم دست به‌اعتراض زده و با پرتاب كيسه‌هاي رنگ و بادمجان گنديده، نفرت و انزجار خود را ابراز داشتند. آنها هم‌چنين شعار مي‌دادند: «اي مزدور ننگت باد»، «همدست سعيد امامي برو گم شو».

به‌راستي اگر دعاوي نوري‌زاده مبني بر ضرب‌و‌جرح وي درست بود، او مي‌توانست در آلمان به‌دادگاه شكايت كند. درست به‌همين دليل جامعهٌ پناهندگان ايراني مقيم برمن قوياً خواستار شكايت نوري‌زاده به‌دادگاه و مراجع قانوني آلمان مي‌باشد.

ماهيت نوري‌زاده مزدور بر هيچ‌كس پوشيده نيست و اين اولين بار نيست كه با خشم و نفرت هموطنانمان روبرو مي‌شود. چندي پيش هم كه اين مزدور همزمان با سفر خاتمي به‌نيويورك، به‌لس‌آنجلس رفته‌بود تا تحت عنوان افشاي اطلاعات دست‌اول در مورد قتلهاي زنجيره‌يي، خامنه‌اي و خاتمي را از مسئوليت اين جنايات مبرا كند، هدف تخم‌مرغهاي گنديدهٌ هموطنانمان در اين شهر واقع شد و مجبور شد با رسوايي تمام لس‌آنجلس را ترك كند.

همزمان در جريان جنگ‌قدرت دروني رژيم، آخوند روح‌الله حسينيان، رئيس مركز اسناد ملي رژيم و از معاونان سابق وزارت اطلاعات، اعتراف نمود كه «سعيد امامي با نوري‌زاده ارتباط برقرار كرده و او به‌تدريج شروع كرد به‌نفع جمهوري اسلامي كار كردن... و پولهايي هم از جمهوري اسلامي گرفته بود». (هفته‌نامهٌ سياست، 7آبان 79)

جامعهٌ پناهندگان ايراني مقيم برمن رفتار غيربي‌طرفانهٌ برخي راديوهاي فارسي زبان را كه كاملا جانبدارانه به‌پخش اراجيف نوري‌زاده مبادرت كردند محكوم مي‌نمايد. به‌خصوص كه راديو آلمان و آمريكا تماسهاي متعدد نمايندگان اين جامعه را براي تكذيب دعاوي دروغ نوري‌زاده بدون هيچ‌گونه توضيحي بي‌پاسخ گذاشتند و نشان دادند كه بي‌طرفي ژورناليستي براي آنها تنها يك‌بازيچه مي‌باشد كه هر كجا كه منافعشان ايجاب مي‌كند به‌آن متوسل شوند.

آخرين گزارش سالانهٌ ادارهٌ حراست از قانون اساسي آلمان تصريح مي‌كند سازمان مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت هم‌چنان در كانون توطئه‌هاي وزارت اطلاعات درآلمان قرار دارند. براي مقابله با اپوزيسيون در‌تبعيد، وزارت اطلاعات انجمنهاي فرهنگي مختلفي را تأسيس كرده‌است. اين گزارش مي‌افزايد وزارت اطلاعات ايران بعضاً با رشوه‌دادن و بعضاً باتهديد، از مخالفان مي‌خواهد كه عليه اپوزيسيون با اين وزارتخانه همكاري كنند. به‌اين ترتيب جاي آن‌است كه مقامهاي مسئول برمن و مقامهاي فدرال آلمان اجازه ندهند جاسوسان و مأموران اطلاعات آخوندي هم‌چون نوري‌زاده، با آزادي‌عمل كامل به‌توطئه و فعاليت عليه پناهندگان و مخالفان سياسي در اين شهر بپردازند.

15آذر 1379

 

اطلاعيهٌ شمارهٌ 4

دراعتراض به‌روشهاي آخوند پسند بخش فارسي راديو كلن

جامعهٌ پناهندگان ايراني‌ـ‌ برمن، پخش يكجانبهٌ اظهارات دروغ عليرضا نوري‌زاده يك مأمور شناخته‌شده و بدنام وزارت اطلاعات رژيم آخوندهاي حاكم بر‌ايران… از بخش فارسي راديو كلن را قوياً محكوم مي‌كند. راديو كلن كه نوري‌زاده را به‌عنوان خبرنگار و روزنامه‌نگار ايراني ساكن لندن، معرفي مي‌كند، به‌صورتي كاملاً ضد‌دموكراتيك و برخلاف اصل بي‌طرفي مطبوعاتي، اظهارات رذيلانهٌ اين مأمور وزارت اطلاعات را كه شامل مطالب سراپا دروغي از قبيل كتك‌زدن نوري‌زاده و شعار‌دادن به‌نفع مجاهدين، يا تصميم به‌كشتن اين مزدور و هم‌چنين انواع هتاكيها نسبت به‌اعضاي جامعهٌ پناهندگان ايراني بود، پخش كرد.

متقابلاً بخش فارسي راديو كلن تاكنون حتي يك سطر از اطلاعيه‌هاي جامعهٌ پناهندگان ايراني را كه به‌تشريح اين موضوع پرداخته و دروغپردازيهاي مزدور وزارت اطلاعات را افشا كرده، منعكس ننموده‌است.

علاوه بر‌اين، طي روزهاي يكشنبه 3دسامبر تا چهارشنبه 6دسامبر، شمار زيادي از اعضاي جامعهٌ پناهندگان با راديو كلن تماس گرفتند و طي صحبت با دست‌اندركاران مختلف راديو از آنان خواستند تا ماوقع را، آن‌گونه كه بوده، براي شنوندگان كه در معرض اطلاعات غلط قرار گرفته‌اند، شرح دهند. اما برخلاف قولهاي دست‌اندركاران، هيچ ترتيب اثري به‌اين تماسها داده نشد. وقتي اعضاي جامعه در تماسهاي خود علت اين برخورد راديو كلن و علت پخش نكردن پاسخ ايرانيان را جويا مي‌شدند، آنها همه چيز را تصميم مقامهاي بالاتر توصيف مي‌كردند.

از سوي ديگر مزدور وزارت اطلاعات درمقاله‌يي كه در كيهان لندن 17آذر 79 به‌چاپ رسيده، مدعي شده كه مجاهدين به‌افراد خود دستور مي‌دهند صبح تا شام به‌راديو آلمان و… چند راديو ديگر زنگ بزنند و نامه بنويسند و مدارك وابستگي مرا به‌«دستگاه اطلاعاتي رژيم» بازگو كنند. اين مزدور مي‌افزايد 4‌بار از طرف 4تن با راديو تماس گرفته شده و مطالب مشابهي گفته شده‌است. به‌اين عامل وزارت اطلاعات يادآوري مي‌كنيم نه 4تن بلكه هر ايراني آزاده و شريفي كه ياوه‌هاي نوري‌زاده را از راديو آلمان و ديگر بلندگوهاي استعماري شنيده باشد، قوياً به‌آن معترض است و تا آن‌جا كه اطلاع داريم، شمار زيادي از اين افراد طي نامه‌ها و تماسهاي خود با اين راديو انزجار خود را از مطالب پخش شده ابراز كرده‌اند.

نوري‌زاده در اين مقاله تصريح كرده است كه راديو نوار ضبط شده مكالمات ايرانيان را در اختيار وي گذاشته است. موضوعي كه اگر درست باشد، يك اقدام شرم‌آور و قابل پيگرد قانوني مي‌باشد.

گذاشتن تريبون يك‌طرفه در اختيار عليرضا نوري‌زاده توسط بخش فارسي راديو كلن در شرايطي است كه هم خود وي به‌ارتباط با وزارت اطلاعات اعتراف مي‌كند، هم همكاران سابقش و مقامهاي رژيم به‌ارتباط وي با سردژخيم سعيد امامي اذعان مي‌كنند و هم روزنامه‌هاي رژيم، از‌جمله تهران‌تايمز 16آذر، كه وي را «جاسوس سه‌جانبه» توصيف مي‌كند به‌اين واقعيت گواهي مي‌دهد.

اعضاي جامعهٌ پناهندگان ايراني، با تأسف بسيار شاهد رفتار ضد‌دموكراتيك راديو كلن و پايمال شدن حداقل حقوق دموكراتيك خود و حق پاسخگويي در كشوري مثل آلمان مي‌باشند و خود را قرباني سياست حاكم براين راديو مبني بر‌حمايت از وزارت اطلاعات رژيم ايران و مأمور شناخته‌شدهٌ آن مي‌دانند.

جامعهٌ پناهندگان ايراني ـ‌ برمن همهٌ ايرانيان مقيم آلمان و همهٌ شخصيتهاي سياسي و انساندوست آلماني را به‌اعتراض عليه اين سياستهاي ننگين فرا‌مي‌خواند.

17آذر 79 برابر 7دسامبر2000

 

اطلاعيهٌ كانون مستقل ايرانيان اسن

بازارگرميهاي آخوندي مزدور اجاره‌يي

عليرضا نوري‌زاده، با لودگي خاص آخوندي و با‌وقاحت و دريدگي ويژهٌ آخوندهاي از‌نوع رفسنجاني در اطلاعيه‌يي، مدعي شده است كه «51مأمور مسلح با‌باتوم، چوب و دشنه و بادمجان و گوجه‌فرنگي و بادكنكهاي پر از رنگ» به‌محل سخنراني او در اسن رفته و انتظارش را مي‌كشيده‌اند. اما به‌دليل هوشياري پليس او از معركه گريخته است! با وجود اين‌كه او تلاش مي‌‌كند خود را فردي پخته جابيندازد اما حماقت از اين نوشته مي‌بارد. زيرا اولاً اگر 51نفر با «دشنه» سراغ او رفته‌اند ديگر چه نيازي به‌«بادكنك» داشته‌اند. ثانياً او اگر نمي‌داند خوب است از كساني كه او را به‌اسن آورده‌بودند بپرسد كه جمع نفرات موجود در آن سالن 50 نفر بيشتر نبود، حال چگونه است كه از اين تعداد 51نفر آنها (يعني بيش از همهٌ نفرات سالن) او را مزدور وزارت اطلاعات مي‌دانند؟ و آيا خود اين عدد نبايد اربابان نوري‌زاده را به‌فكر بيندازد كه در خارج از حاكميت آخوندي، ايرانيان آزاده و خشمگين ديگر به‌مزدور اجاره‌يي اجازه نخواهند داد به‌نفع قاتلان مردم ايران و آخوندهاي خونخوار تبليغ و وراجي كند؟

اما او در فحشنامهٌ خود مدعي است كه ما ايرانيان مقيم اسن فقط در محل سخنراني او از رنگ استفاده كرديم و آن را با سوزاندن كتابها و كتابخانه‌ها در سالهاي اول انقلاب در داخل ايران مقايسه كرده‌است. هر انسان عاقلي از اين مقايسه جز عجز و بيچارگي يك عنصر وحشتزده كه رنگ را گاهي با خون و گاهي با باتوم و دشنه قاطي مي‌‌كند، نمي‌بيند.

اما مهمترين بخش اطلاعيهٌ نوري‌زاده جايي است كه خودش را با لاجوردي و صياد‌شيرازي و ما ايرانيان پناهنده در آلمان را با اعدام‌كنندگان آنها مقايسه كرده و گفته است «آن دستي كه دست مأموران رجوي را مي‌‌گيرد و تا حجرهٌ لاجوردي و خانهٌ صياد‌شيرازي مي‌‌برد… همان دستي است كه مشت سربازان گمنام امام زمان را در برمن بر‌پيشاني من كوفت».

هر‌چند نوري‌زاده در اين مقايسه نيز تلاش مي‌‌كند قيمت خود را براي ولي‌نعمتهاي خود بالا ببرد ولي ناخواسته با همطراز قرار دادن خود با لاجوردي و صياد‌شيرازي به‌هم‌جبهه بودن با دژخيم‌ترين عناصر رژيم ضدبشري اعتراف مي‌كند و بدين‌ترتيب برحقانيت اقدام افشاگرانه ايرانيان مقيم اسن صحه مي‌گذارد. ما به‌عنوان ستايش‌كنندگان عمل آن قهرمانان كه دشمنان مردم را به‌سزاي اعمال خود رساندند، اما در خاك اجنبي تنها در چارچوب قوانين كشور ميزبان و‌با دموكراتيك‌ترين شيوه‌ها در افشاي همدستان لاجوردي و صيادشيرازي و خامنه‌اي و خاتمي اندكي ترديد به‌خود راه نمي‌دهيم. و اجازه نمي‌دهيم كه به‌نام روزنامه‌نگار و خبرنگار و… كسي به‌ستايش جلادان و جنايتكاران حاكم بر‌ميهنمان بپردازد و آنها را از جرائمشان مبري نمايد. آري فرزندان غيور ايران‌زمين برآنند تا «سربازان گمنام امام‌زمان» را در هر لباسي افشا كنند و درِ دجالگري آخوندي را براي هميشه در تاريخ ايران گل بگيرند.

كانون مستقل ايرانيان اسن ـ 16آذر 79

 

اطلاعيهٌ سخنگوي جامعهٌ پناهندگان ايراني در برمن آلمان

تكذيب ياوه هاي نيمروز

لجن‌نامهٌ نيمروز ارگان خارج كشوري وزارت اطلاعات آخوندي در شمارهٌ 18آذر خود، ضمن درج اظهارات دروغ نوري‌زاده، دروغهاي جديدي در بارهٌ آن‌چه در 12آذر در برمن گذشت، به‌چاپ رسانده و براي تكميل سناريو خود، از اين‌جانب به‌عنوان مسئول مجاهدين در برمن اسم برده‌است. هم‌چنين براي پيشبرد سناريو مسخره خود، دروغهاي ديگري جعل كرده و نوشته‌است علاوه بر نوري‌زاده، تعداد ديگري از جمله دو پيرمرد 70ساله و 75ساله، نيز توسط حاضران كتك خورده‌اند و يكي از آنها روانهٌ بيمارستان شده و تا ظهر روز يكشنبه در بيمارستان بستري بوده است! هموطنان مقيم برمن كه حدود 60نفر از آنان در اين جلسه حاضر بودند، مي‌دانند كه كسي از ايرانيان آزاده و شريف اين مزدور را قابل چيزي بيشتر از بادمجانهاي گنديده نمي‌دانست. نه او و نه هيچ‌كس ديگر در اين جلسه مورد ضرب‌و‌جرح قرارنگرفته و به‌رغم حضور پليس در اين جلسه، برخلاف دعاوي نوري‌زاده، هيچ‌كس دستگير نشده‌است. هدف نامبرده از اين دروغپردازيها اين است كه نرخ خود را نزد وزارت اطلاعات بالا ببرد. هدف نيمروز از تكرار اين ياوه‌ها، انجام وظيفه به‌عنوان بلندگوي وزارت اطلاعات، مي‌باشد.

نيمروز به‌نقل از فرد ديگري نوشته‌است «جمعيت به‌نام مجاهد شروع كردند به‌شعار دادن مرگ بر مزدور»، البته جمعيت يكپارچه شعار «مرگ بر مزدور» مي‌دادند. اما مشخص نيست كه منظور از اين عبارت مبهم و بي‌سر‌و‌ته كه «جمعيت به‌نام مجاهد شروع كردند»! چيست؟ اين گزارش فقط ناخواسته يك دروغ ديگر مزدور وزارت اطلاعات را برملا مي‌كند كه در مصاحبه‌اش با بي.بي.سي گفته‌بود جمعيت شعار «ايران‌رجوي ، رجوي‌ايران» مي‌دادند. به‌نظر مي‌رسد مجريان كودن اين سناريو وزارت اطلاعات، «هماهنگي»‌هاي لازم را براي ارائهٌ دروغهاي يكسان، به عمل نياورده‌اند.

بايستي اضافه كنم مطلبي كه ورق‌پارهٌ نيمروز در‌بارهٌ صحبت من نوشته، كذب محض است و به‌هيچ‌وجه صحت ندارد.

اما نكتهٌ آخر اين‌كه اين‌جانب نه هيچ‌گاه عضو سازمان مجاهدين بوده‌ام و نه مسئول مجاهدين. البته مانند اكثر ايرانيان به‌خصوص پناهندگاني كه خواستار سرنگوني رژيم ضدبشري آخوندي و استقرار حاكميت مردم در ايران هستند، سالهاست كه افتخار هواداري از سازمان مجاهدين را دارم. اين‌كه آخوندها و دم‌و‌دنبالچه‌هاي آنها در خارج كشور، هر يك از هواداران مجاهدين را به‌عنوان مسئول سازمان تلقي مي‌كنند حاكي از وحشت و احساس حقارت آنها در برابر مجاهدين است.

مهدي ملك‌محمدي ـ برمن 18آذر 79

 

نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوريزاده نوريزاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده

 

صفحه اصلي اخبار و اطلاعيه ها رسانه ها گزارشات رسيدهمصاحبه ها تماس باما

با سوابق نوريزاده مزدور استيجاري آشنا شويد

نوريزاده مزدوري براي تمام فصول
نوريزاده  مزدوري شاه و شيخ
برنامه پرونده -افشاگري عليرضا نوري زاده
قسمت اول
قسمت دوم
افشاگري  مزدور استيجاري نوري زاده
 
ساير فعاليتهاي مزدور استيجاري عليرضا نوري زاده
نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري زاده نوريزاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري نوري نوريزاده نوريزاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوري زاده زاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نوريزاده نوري زاده نوري زاده نورينوري زاده نوري زاده نوريز اده نوريز اده نوريزاده نوري زاده نوريزاده