نشريه مجاهد321 ـ 15آذر72
بيله ديگ، بيله چغندر!عليرضا نوريزاده در جلسهٌپاسداران
چند روز بود كه در «امپريال كالج لندن» پاسداران و بسيجيان اعزامي از سوي رژيم تحت عنوان دانشجو براي راهانداختن يك جلسه تلاش ميكردند. هر كس كه در اين دانشگاه است به خوبي ميداند كه اين بهاصطلاح دانشجويان، بسيجي و پاسدار رسمي رژيم بودهاند، و در جنگ و سركوب خدمات شاياني به رژيم كرده و رژيم هم آنها را جزو سهميهيي كه براي مزدورانش در نظر گرفته به عنوان بورسيه، به امپريال كالج لندن فرستاده است. ضمناً دمخور بودن آنها با يك مشت عنصر تودهيي نيز براي همه مشهود است. در همين جا بگويم بهاصطلاح «انجمن ايرانيان» اين دانشگاه اساساًدست همين پاسداران اعزامي و همكاران تودهيي آنهاست. جلسهٌ مورد بحث نيز روز 23نوامبر (2آذر) با تلاش آنها در دانشگاه تشكيل شد.
لابد ميپرسيد براي جلسهيي با اين اسم و رسم از چه كسي براي سخنراني دعوت شده بود؟ بله، جناب عليرضا نوريزاده. به قول دوستم «بيله ديگ، بيله چغندر»! چند روز قبل هواداران مقاومت اطلاعيهيي در افشاي اين مزدور پخش كرده بودند. موضوع سخنراني ظاهراً دربارهٌ سياست خارجي رژيم و منطقه بود و جناب نوريزاده مزدور ضمن سينهزدن براي رژيم آخوندي خط در ميان گريزي به صحراي كربلا ميزد و عليه مجاهدين ليچار ميبافت. انصافاًجلسهيي كه برگزاركنندهٌ آن سفارت رژيم و گروهي پاسدار و بسيجي و تعدادي تودهيي مردمفروش بودند، واقعاً بدون سخنراني مزدوري اجارهيي نظير نوريزاده جواب نداشت! چون نشان از چند كس دارد اين نيكپي! البتّه چند دانشجوي ايراني هم كه از ماوقع بياطلاع بودند، به جلسه آمده بودند. جالب است كه گويا نوريزاده قبل از ورود به جلسه اطلّاعيهيي كه دستش را رو كرده ديده بود و حسابي جوش آورده بود.چون موقعي كه ميخواست در شروع سخنراني خودش را معرّفي كند با عصبانيّت تمام گفت «من،نوريزاده، مزدور اجنبي»! معلوم بود كه خوب به خال خورده است!
يك جا آمد براي عاديسازي، در رابطه با سياست خارجي رژيم در زمان جنگ ايران و عراق متلكي دوستانه بپراند كه رگ گردن پاسداران رژيم بالا زد و ناچار شدند علناً خودشان را معرّفي كنند. مثلاً يكي از آنها به نوريزاده گفت: «من واقعيّت زمان جنگ را بهتر از شما ميدانم، چون كه چند سال در جبهههاي جنگ بودهام. الان هم با بورسيهٌ جمهوري اسلامي به اين جا آمدهام»!! چند پاسدار جبهه رفته ٌ ديگر (ببخشيد دانشجويان امپريال كالج لندن!) هم راجع به حضورشان در همان «جبهههاي حق عليه باطل» و «فتح قدس از طريق كربلا» و «جنگ، جنگ تا پيروزي»،سخن گفتند.
جناب نوريزاده كه فرديست بسيار آگاه (از قوانين و مقررات مزدوري) و وسيعاً باتجربه و سريعالانتقال (در تشخيص واكنشهاي اربابها) به سرعت و بدون ذرهيي ترديد، از آن مختصر شوخي دوستانه و صميمانهاش اظهار ندامت كرد و صريحاً گفت كه حرفش را پس ميگيرد. و براي جبران مافات و دلجويي بيشتر از پاسداران حاضر در جلسه، به لجنپراكني عليه مجاهدين پرداخت.
در چند جاي سخنراني «مزدور اجنبي» تعدادي از دانشجويان كه با چنين صحنهٌ تنفرانگيزي مواجه شده بودند، ميخواستند در اعتراض به او حرف بزنند كه گردانندگان رژيمي جلسه، مانع آنها ميشدند. به هنگام پرسش و پاسخ نيز اجازهٌ حرف زدن به كسي جز پاسداران نميدادند.ولي سرانجام يكي از دانشجويان كه از فضاي رژيمي جلسه و اراجيف مزدور اجارهيي آنها (نوريزاده) غيرت ملي و انسانياش به جوش آمده بود، بلند شد و خطاب به نوريزاده گفت «من از كلمات قلمبه و سلمبهٌ شما چيزي نميدانم ولي چون ايراني هستم و دلم براي وطنم ميسوزد،طاقت اين سخنان را ندارم.شكي نيست همهٌايرانيان دوست دارند كه صلح و آرامش به ايران برگردد، منطقه هم روي آرامش ببيند،ولي بايد همه قبول كنيم كه اين جامهٌعمل نميپوشد مگر با سرنگوني تام و تمام رژيم خميني، چون كه اين رژيم ضدّبشر است. اين رژيم و تمام كساني كه زير عبا و قباي اين رژيم هستند و اهداف رژيم را درخارج كشور به جلو ميبرند بايد افشا شوند». اين ايراني شريف و ميهنپرست سپس خطاب به آن گلّهٌپاسدار و بسيجي و همدستان مردمفروش و مزدور اجارهييشان فرياد زد: «من اعتقاد دارم هر جا كه فساد و خرابي باشد،ريشهاش به رژيم خميني برميگردد. بنابراين هر كس از رژيم ضدّبشري خميني دفاع كند، هر اسمي داشته باشد، خائن به مردم ايران است. و شما آقاي نوريزاده دست از سفسطهبازي بردار. دست تو هم توي دست رژيم است».
برخي حضّار كه از همه جا بيخبر بودند، از اين صحبتها يكّه خوردند و پا شدند كه بروند. برخي از آنها ميگفتند،خوب شد دو كلمه حرف حساب شنيديم. بعضي به او ميگفتند زنده باشي. يكي از ايرانيان ميگفت، عجب خفهخوني گرفت آقاي نوريزاده. آدمهاي رژيم به شدّت تلاش ميكردند،جلسه را آرام كنند ولي فايده نداشت. كار به جايي رسيد كه سرانجام، نوريزاده مزدور، دمش را گذاشت روي كولش و از جلسه رفت بيرون.
در پايان ميخواستم با شرمساري خدمتتان عرض كنم كه اگر اين بيشرفها تا اين حدّ در خارج كشور پررو شدهاند كه هر تريبون را گير ميآورند، راحت تبليغ رژيم و رفسنجاني را ميكنند و عليه مقاومت لجنپراكني ميكنند، تقصير ماست كه آنها را افشا نكردهايم. لندن ـ بهمن (25نوامبر93)
|