اطلاعيه كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت ايران
شمهيي از سوابق و مأموريتهاي افشا شدهٌ عليرضا نوريزاده- 20آذر1379
1ـ نوريزاده در زمان شاه در قالب «خبرنگار» با ساواك همكاري ميكرد.
وي در اوايل دههٌ60 براي سفيدكردن سابقهٌ خود رنگ عوض كرد و مدتها با مراجعه بهانجمن دانشجويان مسلمان هوادار مجاهدين در لندن و ابراز ارادتهاي صوري بهمجاهدين تلاش ميكرد خود را جابيندازد. اما هواداران مجاهدين بر اساس مرزبنديهايشان با شاه و شيخ همواره دست رد بهسينهٌ او ميزدند.
2ـ ارتباط نوريزاده با سرويسهاي اطلاعاتي چند كشور عربي و اروپايي چيز پوشيدهيي نيست و بسياري از آن مطلعند. همچنانكه در اواسط دههٌ60 تغيير جهت او بهجانب رژيم آخوندي كاملاً بارز و مشكوك بود.
3ـ پس از مرگ خميني و رويكار آمدن خامنهاي و رفسنجاني، اين دونفر براي حفظ رژيم و پركردن خلأ ناشي از نبودن خميني، ناگزير و باسرمايهگذاري بسيار، خطوط تهاجمي جديدي را در عرصههاي مختلف تروريستي، سياسي، تبليغاتي و فرهنگي عليه اپوزيسيون در پيش گرفتند. ترورهاي خارج كشوري و تلاش براي تغيير جهتدادن گاليندوپل و برگرداندن برگ حقوقبشر عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران و نفوذ در گروهها و محافل سياسي و فرهنگي خارجهنشين و برقراري ارتباط با آنها تحت عناوين مختلف براي بهخدمت گرفتن آنها عليه مقاومت، در اين شمار است. همچنانكه آخوندها در مناسبات سياسي و ديپلوماتيك خود با كشورهاي مختلف اروپايي مانند فرانسه، انگلستان، هلند، سوئد و آلمان بهغايت تلاش كردند مقاومت ايران را تحت فشار قرار دهند.ولايتي نيز مانند خلف خود خرازي، امتيازات متعدد و مختلفي را در اين رابطه پيشكش مينمود. هرچند كه سرانجام او هم در دادگاه ميكونوس با خامنهاي و رفسنجاني و فلاحيان محكوم گرديد.
مسئول اصلي بازگشايي جبههٌ جديد در خارج كشور، فلاحيان با معاونت سعيد امامي بود كه به جذب و استخدام گستردهيي دست يازيد. چنين بود كه در آن سالها نوريزاده و همگنانش براي رفسنجاني غشوريسه ميرفتند و بهصراحت «زندهباد رفسنجاني» ميگفتند و متقابلاً مقاومت ايران و بهخصوص مجاهدين را شلاقكش مينمودند.
فلاحيان در شهريور سال1371 اعلام كرد:
«در زمينهٌ مبارزه با گروهكها …موفق شديم اين گروهكها را در مركزيتشان نفوذ بكنيم. الان در خارج از كشور هم ما آنها را تعقيب ميكنيم و روي آنها كنترل داريم و در مركزيت آنها و در تشكيلات آنها نفوذ داريم و برفعاليتشان اشراف داريم».
در همين دورهٌ فلاحيان بود كه نوريزاده بهيكي از مجريان خطوط سعيد امامي در خارج كشور تبديل شد. اين همان موضوعي است كه اخيراً آخوند روحالله حسينيا ن رئيس مركز اسناد و معاون سابق وزارت اطلاعات، ضمن تصفيهحساب مبسوط با باند خاتمي در جريان جنگ قدرت دروني، كه در آستانهٌ انتخابات رياستجمهوري مشتعل شده است، بهطور سربسته بهآن اشاره كرد و گفت:
«يكي از كارهايي كه خدا رحمت كند سعيد امامي انجام داد با ايشان (نوريزاده) هم ارتباط برقرار كرد و يواش يواش شروع كرد بهنفع جمهوري اسلامي كار كردن منتها بعد از اين ماجراهايي كه پيش آمد و ارتباط قطع شد، مجدد آقاي نوريزاده بهآن طرف غلتيد و شروع كرد عليه جمهوري اسلامي بههتاكي و توهين بهانقلاب و اسلام. يعني يكمقداري هم آقاي نوريزاده راست ميگويد، با سعيد امامي يك ارتباطي داشت، پولهايي هم گرفت از جمهوري اسلامي منتها نمكنشناسي كرد»(7آبان 79).
4ـ در ديماه سال1375، در طرح «برگرداندن برگ حقوقبشر عليه مجاهدين» كه سعيد امامي مبتكر آن بود، نوريزاده نقش فعالي بهعهده داشت و با كمك ساير مأموران وزارت اطلاعات بهتوجيه مستخدمين جديد، زيرعنوان «اعضاي سابق مجاهدين» ميپرداخت.
وزارت اطلاعات تلاش ميكرد از طريق مأموران خود بهنمايندهٌ ويژهٌ كميسيون حقوقبشر بقبولاند كه نقض حقوقبشر در داخل ايران بهطور عمده در عكسالعمل عمليات مجاهدين صورت گرفته و همين مجاهدين كه عمدهترين منبع استنادات قطعنامههاي ملل متحد دربارهٌ نقض حقوق بشر در ايران بودهاند، خودشان در نقض حقوقبشر در رديف اول قرار دارند.
نوريزاده در همين راستا نوشت:
«كاري كه برادران زجركشيده و آزادهٌ ما دوهفته پيش كردند، هر مستبد ضد آزادي را بهجنون و هذيانگويي ميكشاند». زيرا «كريم حقي و هادي شمس و… پرده از دردناكترين تراژدي انسان معاصر ايراني برداشته بودند» (نيمروز 27دي 1374).


5ـ در سال1375 سعيد امامي آقاي ناصر ميناچي (وزير ارشادملي در دولت بازرگان) را بهخاطر عضويت فرزندش دكتر عباس ميناچي در سازمان مجاهدين بهشدت تحت فشار قرار داد تا با ارسال نامه بهمراجع حقوقبشري شكايت كند كه از فرزندش خبري نيست و توسط مجاهدين زنداني شده است. همزمان نوريزاده بهدستور سعيد امامي موظف گرديد از اين موضوع در خارج كشور عليه مجاهدين دستاويز بجويد. وي در اينباره در كيهان لندن (4بهمن 75) نوشت:
«ميناچي و همسرش امروز فقط يك آرزو دارند، اين كه از سرنوشت پسرشان دكتر عباس ميناچي آگاه شوند… او به طايفهٌ دردكشان دردكشيدهٌ سازمان پيوست و همين امر باعث وحشت پدر و مادرش شد كه دست توسل بهسوي عالم و آدم دراز كردند تا شايد عباس را بارديگر ببينند. اما تا امروز اين استمداد به جايي نرسيده است…»
شگفتي در اين بود كه پروفسور كاپيتورن 3ماه قبل از اين در گزارش خود بهاجلاس مجمع عمومي ملل متحد در اكتبر1996 (آبان 1375) تصريح كرده بود «آقاي عباس ميناچي مقدم كه بهخويشاوندان وي در ايران گفته شده بود كه او در يك زندان متعلق بهيك گروه اپوزيسيون زنداني است، از سوي نمايندهٌ ويژه در اوت1996 در ژنو پذيرفته شد و اتهامات اسارت را تكذيب كرد».
6 ـ در سال1375 «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» طرحي براي راهاندازي مجموعهيي از سمينارهاي فرمايشي در اروپا و آمريكا با بهرهگيري از عوامل رژيم در دستوركار داشت تا بدان وسيله بانفوذ مقاومت و رئيسجمهور برگزيدهٌ مقاومت در ميان ايرانيان، بهمقابله بپردازد. كليهٌ هزينههاي برگزاري اين «سمينار» ازجمله مخارج سفر و گردش شركتكنندگان نيز توسط وزارت اطلاعات تأمين گرديد.
نوريزاده يكي از مجريان طرح بود و يكي ازسمينارها، در آبان1375 در لسآنجلس، توسط نوريزاده و شماري ديگر از مأموران وزارت اطلاعات برگزار شد كه با اعتراض ايرانيان مقيم اين شهر مواجه شد.
7 ـ نوريزاده بهدستور وزارت اطلاعات، بارها بهكشورهاي مختلف اروپايي سفر كرده است تا خطوط وزارت را بهعواملي كه خود را اعضاي سابق مجاهدين معرفي ميكنند ابلاغ و آنها را نسبت بهمأموريتهايشان توجيه كند.
شاهدان عيني براي شهادت بهدادگاه پيرامون اين موضوع آمادهاند.
8 ـ روزنامهٌ تهرانتايمز (متعلق بهباند غالب رژيم) اخيراً در يكاشارهٌ آشكار بهتوقف برنامهٌ راديويي ايرانزمين در لندن (متعلق بهمقاومت ايران) كه از سال1373 تا 1376 از ايستگاه راديو اسپكتروم برنامه پخش ميكرد، فاش نمود كه نوريزاده:
«براي بستن يك ايستگاه راديويي از ايران پول دريافت ميكرده و در اينكار موفق شده و سپس يك ايستگاه راديويي ديگر در لندن باز كرده است ».
رژيم از سال1373 بهطور رسمي از دولت انگلستان خواستار توقف پخش برنامهٌ راديويي ايرانزمين بود كه سرانجام در سال1376 با هزينهٌ گزافي عملي شد.
هزينههاي وزارت اطلاعات براي درج مطلب عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران در كيهان لندن و نيمروز نيز بسيار شايان توجه است، بهخصوص كه نوريزاده اساساً از بابت قلمزدن عليه مجاهدين در اين روزنامهها حقالتحرير دريافت نميكند و ازقضا همان سعيد امامي و باند او مستقيماً بهاي نشر و چاپ مطلب را هم ميپرداختند.

راديو اسپكتروم اجراي برنامه نوري زاده را متوقف كرد
9 ـ قبل از خرداد1376، نوريزاده بهطور يكدست در خدمت باند غالب رژيم بود.اما پس از شقهٌ دروني رژيم، او هم مثل بسياري ديگر از عناصر اطلاعاتي يا سپاه و بسيج و روحانيت، جانب خاتمي را گرفت. بهخصوص پس از برملاشدن ماجراي قتلهاي زنجيرهيي و دستگيري سعيد امامي، نوريزاده براي مصون ماندن از آثار اعترافات احتمالي سعيد امامي دربارهٌ خودش، خيلي بيشتر نيازمند حمايت باند خاتمي بود و پشتيباني آنها برايش اهميت حياتي داشت.
متقابلاً باند خاتمي نوريزاده و پوشش «خبرنگاري» او را براي درز دادن برخي اطلاعات عليه جناح رقيب يا خبرها و شايعاتي كه خودشان صلاح نميديدند بهطور مستقيم در داخل كشور بهنام خودشان منتشر شود، بهخدمت گرفتند.
10 ـ طبعاً ارتباطات نوريزاده با سازمانهاي اطلاعاتي كشورهاي ديگر نيز مفيد فايده بود. بهخصوص كه پاسدارـ سردبيران امروزي، بهخوبي ميدانند كه وزارت اطلاعات عناصري مانند نوريزاده را براي رساندن «اطلاعات هدايتشده» به سرويسهاي كشورهاي مورد نظر، مورد استفاده قرار ميدهد.
بيجهت نيست كه نويسندگان اطلاعاتي روزنامهٌ تهرانتايمز از باند غالب، نوريزاده را « جاسوس سهجانبه » خطاب ميكنند (تهرانتايمز ـ6دسامبر 2000).
11 ـ باند خاتمي و جبههٌ مشاركت او در ابتدا يكگروه 200نفرهٌ تبليغاتي داشت كه هر رسانه را بهفراخور حالش در چارچوب جنگرواني تغذيه و توجيه مينمود. جنگ رواني و تبليغاتي را معاونان پيشين وزارت اطلاعات (ربيعي و حجاريان)كه از قديم با خاتمي مرتبط بودند، سازمان ميدادند.
بهطور مثال مطلبي را ايراننيوز مورد اشاره قرار ميداد،بعد رسانههاي مشخص مثل بي.بي.سي يا روزنامههاي انگليسي، ايتاليايي يا ژاپني انعكاس ميدادند.
مثال ديگر مربوط بهمجاهدين و مقاومت ايران است كه وزارت اطلاعات هم بهطور مستقيم در آن ذينفع ميباشد و نميخواهد كه ابتدا در مطبوعات حكومتي داخل كشور درج شود تا كسي بهآن وقعي نگذارد. در اينصورت شرقالاوسط يا الحيات يا فلان روزنامه در هلند يا انگلستان يا سوئد بايستي شروعكننده باشد و سپس رسانههاي رژيم از آن بهنقلقول بپردازند و راديوهاي فارسيزبان نيز از طريق رابطين مرتبط با رژيم بخشي يا تمامي آن را منعكس ميكنند.
اما توجيه نوريزاده درچارچوبهاي فوقالذكر، بعضاً بهطور مستقيم توسط حجاريان و گاه بهصورت غير مستقيم صورت ميگرفته است. براي مصاحبه با رسانههاي فارسيزبان مثل بي.بي.سي و راديو آلمان و صداي اسراييل، خبرهاي طبقهبندي شده براي استفادهٌ نوريزاده مشخص ميشود.
12 ـ روزنامههاي باند غالب حكومتي، بهكرّات ارتباطات نوريزاده با عوامل اطلاعاتي باند خاتمي را مورد اشاره قرار دادهاند:
رسالت 19مرداد 1378 بااشاره بهاينكه نوريزاده اولينبار عكسهاي سعيد امامي را منتشر ساخت، مينويسد:
«معلوم نيست كه چرا عكس سعيد امامي را عليرضا نوريزاده و مسئولان روزنامهٌ صبحامروز (متعلق بهسعيد حجاريان) در اختيار داشتهاند. آيا رابطهيي بين اين دو وجود دارد؟
روز قبل همين روزنامه نوشته بود:
« عليرضا نوريزاده دو هفته قبل كه نامهٌ فرماندهان سپاه به رئيسجمهور منتشر شد، ادعا كرد از پاسخي كه رئيسجمهور به اين نامه داده است، خبر دارد ».
13ـ شايان توجه اينكه افراد باند خاتمي كه امروز نوريزاده براي آنها بسيار دم ميجنباند، برارتباطات و همخطي او با سعيد امامي و باند فلاحيان در گذشته، انگشت ميگذارند.
نوريزاده خود چندي پيش از اكبر گنجي گله كرده بود كه چرا او را بهعنوان يكي ازعوامل و پيشبرندگان خطوط سعيد امامي در خارج كشور معرفي كرده است.
عمادالدين باقي هم در فروردين79 در روزنامهٌ فتح نوشته بود:
«بخش رسانهيي محفل سعيد امامي، ارسال نامهٌ نوريزاده به يك شهروند ايراني يا سفر چند شخصيت اصلاح طلب بهيككنفرانس خارجي را كه در همهٌ جهان معمول و متداول است، مصداق جاسوسي و ضدانقلابي ميخواند، اما درخواست ملاقات يكي ازمقامهاي كيهان با نوريزاده در لندن پيش از انتخابات رياست جمهوري خرداد سال 76 كه پس از مقداري مشاجره بهرستوران حافظ اين شهر رفته و با هم چلوكباب ميخورند را عادي ميداند وخبر آنرا بهطور كامل سري نگهداشته و انتشارنمي دهند…»
واقعيت اين است كه نوريزاده با سليمينمين (سردبير كنوني تهران تايمز و سردبير پيشين كيهان هوايي و معاون رسانهيي سعيد امامي) نيز در ارتباط بوده است و بههمين خاطر شتابان بهرفع و رجوع اين مسأله پرداخت و در كيهان لندن نوشت:
«طبيعتاً كارمن وهمكارانم حكم ميكند كه با هر نوع آدمي سخن بگوييم، همين عباس آقاي سليمينمين سردبير سابق كيهان هوايي و سردبير فعلي تهران تايمز چند ماه پيش از انتخابات رياست جمهوري در سفري بهلندن، دوستي سليمالنفس و آزاده را واسطه كرده بود كه مرا ببيند، قرار را در چلوكبابي حافظ گذاشتيم… »
14ـ حقيقت اين است كه شقه و جنگ قدرت دروني رژيم و گسستگيهاي داخل «نظام»،برملاشدن بسياري از رازهاي مگو را ،اجتنابناپذير و سفيدسازي امثال نوريزاده را غيرممكن كرده است.
برملا شدن ماجراي قتلهاي سياسي زنجيرهيي، شراكت آخوند خاتمي در قتلعام زندانيان سياسي، شرح جنايتها و شكنجهها و اعدامهاي انجام شده توسط حسين شريعتمداري، سعيد حجاريان، جلاييپور و گنجي و همچنين گزارش 80 صفحهيي افشاگرانه عليه وزارت اطلاعات، از آثار همين جنگ قدرت دروني بين باندهاي متخاصم است.
رفسنجاني در جريان انتخابات مجلس رژيم و در مقابله با موج شديد افشاگريهاي باند خاتمي يكبار تهديد كرد كه اسرار همه كساني را كه اكنون مدعي او هستند در سينه دارد و اخطار كرد كه شفافيت بيش از حد ممكن است چشمهاي خود آنها را بزند!
15ـ تلاش هم خط، هم جهت و همزمان نوريزاده با عناصر اطلاعاتي باند خاتمي، براي دربردن ولي فقيه از هرگونه دست داشتن در قتلهاي زنجيرهيي و حتي اطلاع از آنها، بهروشني گوياي مأموريت محوله است.
نوريزاده ميگويد:
«آقاي خامنهاي اصلاً در اين ماجرا نقشي نداشته، نهنظرش سؤال شده، نه نظري داده، نه در تصاويري كه بهدست اينها افتاد، يكدانه فتوا از خامنهاي وجود داشت» (9 آبان 79)
16ـ در ابتداي سال 78 وزارت اطلاعات از طريق يك مأمور خود در هلند (بهنام كريم حقي) ادعا كرد مجاهدين سه بار به دفتر موهوم يكنشريه وزارت اطلاعات(بهنام پيوند) در آلمان و هلند حمله نموده و وسايل آنرا تخريب كردهاند. همزمان نوريزاده در كيهان لندن نوشت: «اين هفته شاهد دو حادثه مهم بوديم كه در هر دو وابستگان شعبه فارسي زبان حزب بعث حضور داشتند. حادثهٌ اول در هلند اتفاق افتاد. وانصار حزب الله مجاهدين خلق به فرمان برادر مسعود دريك عمليات قهرمانانه بااستفاده از غيبت صاحبخانه، بهآپارتمان كوچك و محقر كريم حقي، عضو سرشناس سابق مقاومت در جوار وطن و صاحب نشريهٌ خواندني «پيوند» حمله بردند و قهرمانانه با شكستن هرآنچه يافتند از كامپيوتر و تلويزيون گرفته تا كمد و مبل خانه، شمارههاي جديد پيوند را با سلاح سرد تكهپاره كردند و بدون هيچ نوع تلفاتي قهرمانانه بهپايگاههاي خود بازگشتند. صبح شنبه نيز در تهران، سربازان دلاور و واحد انتحاري «مريمـمسعود، ايران رجوي، رجوي ايران» توانستند در لباس رفتگران شهرداري سرلشكر علي صياد شيرازي را در برابر چشمان وحشتزدهٌ فرزند نوجوانش كه بههمراه پدر عازم مدرسه بود، با شليك سه گلوله به قتل برسانند. و سالم به پايگاههاي خود لابد در جوار سفارت عراق بازگشتند»(2ارديبهشت 1378).
17ـ پليس و ارگانهاي امنيتي در كشورهاي اروپايي بهروشني از ارتباطات نوريزاده با اطلاعات آخوندي مطلعند. يك مأمور اطلاعات (كريم حقي)كه در بهمن 1378 براي سؤال و جواب توسط پليس هلند احضار شده بود، در اينباره نوشت نفر دوم ليست مأموران رژيم عليرضا نوريزاده بود و مأمور امنيتي هلند گفت « ما اطلاعات كافي داريم كه شما با رژيم در ارتباط هستيد و هزينهٌ نشريهٌ شما توسط رژيم تأمين ميشود و همچنين ميدانيم كه آقاي شمسحائري با رژيم در ارتباط است و رابط او با وزارت اطلاعات برادرش ميباشد و در همين رابطه يكبار هم بهسنگاپور سفر كرده است».
18ـ تلاشهاي وزارت اطلاعات و اين قبيل مأموران آن عليه مقاومت ايران در خارج از كشور از سوي دستگاههاي اطلاعاتي كشورهاي غربي نيز مورد تأكيد قرار گرفته است.
سازمان مركزي امنيت آلمان فدرال در آخرين گزارش سالانهٌ خود (ژوئن 2000) تصريح ميكند:
« هدف مقدمِ وزارت اطلاعات ايران كماكان مبارزه با مخالفان ايراني مقيم آلمان است. سازمان مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت ايران كماكان هدف اصلي توطئههاي سرويس اطلاعاتي ايران قرار دارند. بهمنظور مقابله با فعاليتهاي اپوزيسيون در تبعيد، وزارت اطلاعات اقدام بهتأسيس انجمنهاي فرهنگي مختلفي كرده است. اين نهادها، انجمنهاي پوششي هستند كه براي وزارت اطلاعات و رژيم ايران كار ميكنند. علاوه بر اين وزارت اطلاعات تلاش ميكند تا نشريات مختلفي را بعضاً بهاسم كساني كه خودشان را اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران معرفي مي كنند، منتشر كند. هدف از اين اقدام تحريك خوانندگان آنها به رويگرداني از سازمان مجاهدين است».
سال قبل از آن نيز در گزارش سالانهٌ سازمان امنيت هلند آمده بود:
«هنوز هم سازمانهاي امنيتي ايران در هلند فعال هستند. مأموران ايراني مصمم هستند كه اعضاي گروههاي اپوزيسيون را پيدا كرده تا بدينوسيله آن سازمانها را بيثبات كنند. بهويژه اعضاي كنوني و سابق مجاهدين خلق مورد توجه زياد سازمانهاي امنيتي ايران هستند. سازمان امنيت ايران از فشار و تهديد بر روي ايرانيان براي همكاري استفاده ميكند».
 
افشاي صحنه هاي ساختگي در لجن نامه هاي اطلاعات در هلند،
و رسوايي عليرضا نوريزاده و ساير مزدوران
* * *
كميسيون امنيت وضد تروريسم شوراي ملي مقاومت ايران، دستگاههاي قضايي و مقامهاي مسئول در كشورهاي ذيربط را بهپيگرد قانوني مأموران اطلاعات ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران، فرا ميخواند. مأموراني از قبيل عليرضا نوريزاده در انگلستان كه بر خلاف قوانين باآزادي عمل كامل بهجاسوسي و فعاليت بنفع آدمكشان حاكم بر تهران و بهتوطئه عليه پناهندگان و مخالفان ايراني در خارج از ايران مشغولند.
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت
20آذر 1379 |