نشريه مجاهد515-5مهر79
نامهٌ وارده: توبهٌ گرگ مرگ است
م. باقري (كاليفرنيا)
هفتهٌ قبل در لسآنجلس، اتفاقاتي رخ داد كه بهنظرم رسيد اطلاع از آن براي شما و ساير هموطنان لازم است. هرچند ممكن است قبل از دريافت نامهٌ من اخبارش را شنيده باشيد. موضوع مربوط بهسفر عليرضا نوريزاده، عضو خارجهنشين «انصار حزبالله» است .جريان از اين قرار بود كه او در مصاحبه با يكي از تلويزيونهاي فارسيزبان اين شهر، آنچنان در حمايت از آخوندها از هر دونوعش (خامنهايـ خاتمي ) يكهتازي كرد كه براي من اينهمه وقاحت و دريدگي آنهم در تعريف از يك مشت جاني قابلتصور نبود و فكر كردم واقعاً اين عنصر كثيف را بايد در همهٌ جنايتهاي آخوندها شريك و سهيم دانست. او در سخنانش تلاش كرد كه دستهاي خونين خامنهاي را از قتلهاي زنجيرهيي پاك كند و بهتعريف و تمجيد از آخوندك ديگر يعني خاتمي بپردازد. مسألهٌ عجيب اين است كه رژيمي كه دوجناحش مشغول دريدن همديگر هستند، در نوريزاده بهوحدت رسيدهاست. البته شايد بيجهت ميگويم عجيب، چون مزدور است و مزدور را بهاين حرفها چهكار؟ او دنبال كسبوكار خودش است. مواجب ميگيرد كه همه جا جار بزند كه خامنهاي در قتلها نبوده و اصلاً روحش هم از اين جريان بيخبر است و يا خاتمي چنين و چنان است… چون مواجبش از هردوجناح است و چرا خودش را از اين مواجب دوجانبه محروم كند؟
البته من از ايرانيان ديگر شنيدم و خودم هم شاهد بودم كه حرفهاي او، چه آنچه در مصاحبههايش گفته و چه آنچه در محافل خصوصي دستچينشده صورت گرفته آنچنان تنفري در ميان ايرانيان برانگيخته كه همه از او بهعنوان فرستادهٌ وزارت اطلاعات و مأمور مخصوص و روضهخوان رژيم نام ميبرند و بهخاطر ترانهٌ خامنهايـ خاتمي كه در اين شهر سرداده او را مسخره ميكنند. بسياري ميگويند و مينويسند كه ايوالله بهمجاهدين كه از اول اين مزدور آخوندها را شناخته و بههمه معرفي كردند.
لابد بهياد داريد، بعد از اينكه خامنهاي نگذاشت مجلس طرح اصلاح مطبوعات را پيش ببرد، نوريزاده هم براي اينكه از قافله عقب نماند سخناني اندر سادهدلي و سادهانديشي خودش و تصور غلطي كه دربارهٌ خامنهاي داشته گفت و طوري وانمود كرد كه گويي از حرفهاي قبليش در وصف خامنهاي پشيمان شدهاست ولي اين مصاحبهاش نشان داد كه بهقول معروف «توبهٌ گرگ مرگ است».
خبر ديگري هم شنيدم كه با پوزش از طولاني شدن نامه، ذكرش را لازم ميدانم. آنطور كه شنيدم در يكي از جلسات دستچينشده وقتي كه نوريزاده تعريف و تمجيد از آخوندها را ازحد ميگذراند و بهاصطلاح شورش را درميآورد، عدهيي از حضار بهاو اعتراض ميكنند و مانع از ادامهٌ صحبتهاي آخوندپسندانهاش ميشوند و بعد هم جلسه را ترك ميكنند. نوريزاده با پخش فيلم قسمتهايي از همين جلسه در يك تلويزيون فارسيزبان محلي، بهسبك ساواك شاه و اطلاعات جمهوري اسلامي از «مردم» دعوت ميكند كه «مهاجمين » و «خرابكاراني» را كه بهوي حمله كردهاند، شناسايي و بهدفتر اين تلويزيون و يا پليس اطلاع دهند. كاري كه خشم همهٌ ايرانيان را برانگيختهاست.
|