ساسان محمودي: نشان از سه سو دارد اين ... !
استقرا ء ساختن قاعده است از جمع مشاهدات و پديده هاي يكسان و رسيدن به حكم كلي از جزئيات ، چنانكه از بررسي نمونههاي گوناگون عليه مجاهدين طي اين ساليان ، مزدوري اطلاعات آخوندي استنتاج شده است . اينك اين يك قاعده است ـ اظهر من الشمس ـ كه هركه عليه مجاهدين بگويد نفس سمومش از رذلگاه فاسد وزارت بدنام اطلاعات درميآيد، مبناي يك قاعده و يك اصل كه : هيچكس بخاطر خدا عليه مجاهدين نخواهد بود، نه بخاطر ثواب اخروي كه دقيقاً در پي جواب و مزد دنيوي، مزدوري! البته با طبقات و صدالبته با درجات! قلم بمزداني كه مستقيماً اطلاعات آخوندي مواجب رسانشان است، كم هم نيستند، پر هم شناخته شدهاند! از بريده مزدوران تا قلمبه مزداني كه در داخل و خارج ، از ترّهات وزارتي عليه مجاهدين سياهه تهيه ميكنند، تا اگر آب و آبرويي براي رژيم نيست، لقمه حرامي باشد براي آنان، گيريم نان مزدوري! چون آنچه سخت بدست ميآيد و سخت است نگهداشتناش شرف است، در بازار مكاره معاملات تماماً رايج آخوندي، فروش شرف كار روزمره اينان است، اينها مزدوران مستقيماند در دسته اول .
دسته دوم مزدوران دو سره هستند ، هم از توبره اجنبي ميخورند هم از آخور آخوندي ، فرنگ نشينند با مزد مزدوري دوجانبه ! هم دمشان به سرزمين ملكه ويكتوريا بند است ، هم دمشان به آخوندهاي وطنفروش گرم! مثالش گاري زوج خوشبخت دو جنسيته است، با اسم بي مسّماي خدابنده كه هيچ خدائي را بنده نيستند جز ليره هاي نفتي و مسافرت ” آن“ يكي يا اين يكي به تهران و برخورداري از مواهب و مزاياي فروش خود، در نقش اسخريوطي بعد هزاران سال! با كفري كه از چهرة منحوس هردو ميبارد، اينهم از خواص پشت كردن به شرف و مقاومت مردمي است ...
اما دسته سوم بسيار عبرت انگيزترند، پيركرگدنهاي نشان دار از سه سو، در عنفوان مرگ، خرناسههاي ننگ سر ميدهند، خبرچينان ساواك شاه كه به غلامبچگي فرماسون داخلي، روبه قبله دولت فخيمه آوردند و در سرويسهاي آنچناني ثبت نام شدند و نهايتاً به لوث آخوندي هم مزين گرديدند، نه از دوسو كه نشان از سه سو دارد اين ... ! نمونة اتانتيك : دو جرثومة صفا حائري و نوري زادهاند كه هريك سوابق مشعشعي در خيانت به مردم و نوكري براي اجنبي دارند: حكايت صفاحائري بسيار پندآموز است. او مزدوري ، وطن فروشي و خيانت به مردم ايران را فرياد ميكند :
هنوز مركب افاضات سفير دولت فخيمه در تهران عليه مجاهدين خشك نشده بود (مجاهدين برگ فشارند!) كه صفا حائري به دنبال ارباب روانه شد. او بناگاه با يك افسراطلاعاتي از قضا بلندپايه سابق مجاهدين مصاحبهاي ترتيب داد، افسر اطلاعاتي مربوطه كسي نيست جز خدابنده مزدور خارجه نشين وزارتي كه ضمناً همكار صفاحائري از دو سوست (مراجعه شود به دسته دوم فوق!) تا بگويد كه مجاهدين امريكايي، روسي (از نوع استاليني) اسرائيلي، سيايي، عراقي (از نوع صدام حسيني)، نو محافظه كار، وابسته به وزارت دفاع ، تروريست و بالاخره و از همه بدتر ايراني و مسلمان هستند! از همين دو اتهام و جرم (ايراني و مسلمان بودن) پرده از شعوذه صفا حائري برميافتد و طشت رسوائياش بصدا درميآيد، در ديدگاه اجنبيپرستانه صفا حائري صد البته كه ايراني و مسلمان بودن جرم و جنايت نابخشودني مجاهدين است، چرا كه اين بزرگوار! بدين دو صفت زهرآگين هرگز متصف نبوده و نيست! سالهاست كه او از ايراني بودن و مسلماني روي برتافته است، چرا كه تافته او تافته نوكري اجنبي آنهم از سرويسها و آژانسهايي است كه حتي از اسم بردنش هم ابا دارد، مجاهدين به همه ممالك دنيا وصلند الا آنجا كه دم صفا حائري بدان بند است، بهمين خاطر هم سخت سعي در پنهان كردنش دارد، در حقيقت صفا حائري براي مخفي كردن خود، مجاهدين را به شرق و غرب عالم متصل ميكند، الا به بريتانياي كبير! اين پنهان كاري بيدليل نيست، نام نبردن از اين يكي را به حساب اخص پادويي فرماسونري دست چندم بايد گذاشت و هم اينكه حرفهاي بي مسماي او عليه مجاهدين تالي موضعگيري سفير اربابش در تهران است و بهمين خاطر جرات نزديك شدن به آنرا از مباداي بيرون افتادن اين لئامت، ندارد. اما زمينه و متن يقه دراني هاي صفا حائري، جنايات هولناك رژيم آخوندي در تهيه سلاحهاي مرگبار اتمي است، ابتدا نقش مزدوري وزارت اطلاعات آخوندي را بازي ميكند كه مجاهدين دروغ ميگويند نه تنها دروغ سطحي و ساده كه همه حرفهايشان از بنيان دروغ است! اصلاً افشاگري هسته اي نكرده اند، آنرا هم كه گفته اند دروغ است، آن دسته اش هم كه راست بوده را آمريكايي ها به مجاهدين دادند ـ معلوم نيست، اين خاصه خرجي براي مجاهدين به چه دليل است ـ البته همين تناقض خود را از زبان افسر اطلاعاتي بيان ميكند كه اطلاعات مجاهدين را ما قبلاً از طريق ماهواره گرفته بوديم! تعجب آور نيست كه چرا همه كانالها ، خويش و آشنايان و اقوام صفا حائري يا افسر اطلاعاتياند يا مرتبطتان با آژانسهاي دوست! اما از آنجا كه ترك عادتش موجب مرض است، ضمن اينكه ميداند كه كسب و افشاء اطلاعات اتمي آخوندها جز بدليل توانمندي مجاهدين و پايگاه مردمي آنان نيست، فرياد برميآورد كه خير در ايران كسي نميتواند اطلاعات اتمي بدست بيآورد و اگر افشاء كند آخوندها چنين و چنان ميكنند! با هارت و پورت براي آخوندها ، تقلا ميكند قدرتنمائي مجاهدين در افشاء اتمي را چشم پوشي و بگير و ببند آخوندها را به رخ بكشد. اما صفا حائري كه ابلهانه در پي اين است كه از يك مقاله از چند سو سود مزدوري ببرد، در حالي كه گفته بود كه مجاهدين اصلاً اطلاعات اتمي رژيم را افشاء نكرده اند به فكر ميافتد كه نكند كه مردم اطلاعات اتمي به مجاهدين ميدهند، اينجاست كه گنجشك بر درخت را نذر امامزادهاش ميكند و برگ و سند قطعي مزدوري خود را رو ميكند، صفا حائري پيام ميدهد كه مردم ايران هرگز اطلاعات اتمي را به مجاهدين نميدهند اگر هم بخواهند بدهند به آژانس هاي اطلاعاتي غرب خواهند فروخت ! صفا حائري كافري است كه همه را به كيش مزدوري خود پنداشته و با نصيحت فروش اطلاعات در حقيقت ماهيت خود را جار ميزند، او به قطع و يقين است كه مردم ايران سالهاست مزدوران وابسته به ارگانهاي ضد مردمي اعم از داخلي و خارجي را بخوبي ميشناسند، صفا حائري گرچه چيزي بنام شرم نميشناسد ولي اين ميزان لئامت كه به علن براي مزدوري خارجي تبليغ ميكند، حكايت از سوابق ننگين او دارد، چه كرده است كه حالا به مقام تبليغ فروش اطلاعات براي بيگانه رسيده! مزدوري براي ارگانهاي اطلاعاتي و امنيتي آخوندي و اجنبي، وقاحت، پرروئي و بي شرمي ميآورد ولي تاكنون مانند صفا حائري كه رسماً و علناً تبليغ مزدوري را پيشه خود كند كمتر سابقه داشته است، صفا حائري بهتر است حداقل به همپالكي خود نوريزاده نگاه كند كه گرچه ماهيتاً هم سنخ خود اوست و نشان از سه سر مزدوري ساواك شاه ، اطلاعات آخوندي و آژانس اجنبي دارد، ولي شكر را به قاعده تناول كرده و مانند او لب و دهان خود را چنين آلوده نزد عام و خاص به نمايش نميگذارد، مگر اينكه خط جديد ارباب و خواسته تازه او چنين باشد كه عنقريب بايد شاهد تناولات مشابه نوريزاده هم باشيم!
|