از درون اطلاعات ملايان- آشنايي مختصر با نزديكان عليرضا نوريزاده
محمود مسعودي
يك ايراني پناهنده به نام محمود مسعودي در نامه مفصلي در اوت 2002 براي رود لوبرز، كميسر عالي ملل متحد در امور پناهندگي، از ارتباطات فعال بسياري از كساني از دست اندركاران تهيه جزوات مورد بحث بوده يا از آنها در اين جزوات به عنوان «اعضاي سابق مجاهدين» نام برده شده است، با وزارت اطلاعات رژيم ملايان, پرده برداشت .
محمودي در اين نامه مي نويسد: «من محمود مسعودي،41 ساله، از بدو بحكومت رسيدن ملايان با آنان به مبارزه بر خاستم و هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران بودم . در سالهاي بعد براي مبارزه عليه رژيم آخوندي به صفوف مقاومت ايران در منطقه مرزي ايران و عراق پيوستم. اما در اواخر سال 1373 به دلايل شخصي و به درخواست خودم به خارج آمدم. سپس در آلمان پناهندگي سياسي گرفتم. از آنجا كه نميتوانستم در مقابل جنايات استبداد مذهبي حاكم بر ايران سكوت پيشه كنم در صدد برآمدم بدون وابستگي به يك گروه يا تفكر خاص، در هرگونه آكسيون مخالف « جمهوري اسلامي حاكم بر ايران » شركت نمايم .
به همين منظور طي 7 سال گذشته باطيف گسترده اي از افراد و گروههاي سياسي ايراني و از جمله كساني كه خود را «اعضاي سابق مجاهدين» معرفي ميكنند در ارتباط قرار گرفتم و هزاران ساعت گفتگو و بحث و همچنين مكاتبات گسترده اي با آنها داشته ام .
اين تجربه 7 ساله براي من مسجل ساخت كه استبداد مذهبي حاكم بر كشورم برخي از گروهها و افرادي كه در خارج از كشور خود را در لباس اپوزيسيون و پناهنده سياسي پنهان ميكنند براي بقاي خود و نابودي مخالفان واقعيش به لحاظ سياسي واطلاعاتي بخدمت ميگيرد .شمهيي از مشاهدات و اطلاعات موثقي كه آمادگي دارم در هر دادگاهي آنها را بهاثبات رسانده و دربارهٌ تمامي آنها گواهي بدهم، بهشرح زير است :
1. در آوريل گذشته مطلع شدم كه چند نفر كه خود را «مسئولين سابق سازمان مجاهدين خلق ايران» معرفي ميكنند به كشورهاي اروپايي از جمله آلمان آمده اند تا پناهندگي سياسي بگيرند . سپس اطلاع پيدا كردم كه در 16 فروردين 1381جلسهيي مركب از افرادي از قبيل كريم حقي، شمس حائري، مهدي خوشحال، محمدرضا حقي، بهمن راستگو ... و چند تن از اين افراد تازه وارد از جمله محمدحسين سبحاني و فرهاد جواهرييار درخانهٌ بهمن راستگو در شهر كلن آلمان تشكيل شده است و در آنجا سبحاني به تشريح برنامهها و اهداف تيم خودش از ورود به آلمان ميپردازد و در همين رابطه بين آنها تقسيم كار صورت ميگيرد. سبحاني در همينجا توضيح ميدهد كه آنها از ايران به اروپا آمدهاند و نفرات ديگري نيز در راه هستند .
2. افراد نامبرده يكي دو ماه قبل از گردهمايي 16 فروردين، طرح قريبالوقوع وزارت اطلاعات را براي وارد كردن افرادي از ايران بهاروپا با افرادي مانند ابوالحسن بنيصدر ، مهدي خانبابا تهراني و بهمن نيرومند و منصور بياتزاده و فرخ نگهدار و شماري ديگر از مدعيان اپوزيسيون، در ميان گذاشتهاند تا بهافرادي كه قرار است وارد شوند كمك كرده و براي آنها تأييديهٌ پناهندگي بنويسند. اين افراد نيز قول دادند كه از هيچ كمكي فروگذار نميكنند .
3. در همين خصوص در روز 18 ارديبهشت همان سال عليرضا نوري زاده (يك مأمور وزارت اطلاعات كه در پوشش خبرنگاري در لندن فعاليت ميكند)در تماس تلفني با من ضمن صحبت در مورد «نفرات جديدي كه از مجاهدين آمده اند» به يك مأمور ديگر وزارت اطلاعات به نام ادهم طيبي (با نام مستعار مسعود)اشاره كرد و گفت « اينها با سند و مدرك آمده اند تا ثابت كنند مجاهدين براي عراق عمليات و جاسوسي ميكرده اند و قصد دارند يك دادگاه بزرگ راه بياندازند و اثبات كنند كه مجاهدين تروريست هستند .
البته بنا بهتجارب شخصي خودم و تجارب افراد ديگري كه از مجاهدين بريده و حاليه به زندگي خود در اروپا مشغولند، دعاوي اين افراد باوركردني نبود و ميدانستم اتهام «شكنجه» و «زنداني كردن و كشتن نفرات بيگناه» را سالهاست رژيم عليه اپوزيسيون اصلي خود علم كرده است .
4. نوري زاده ضمن تاكيد بر ضرورت حمايت و هر نوع كمك به افراد اعزام شده ازسوي وزارت اطلاعات، از من خواست با سبحاني يك مصاحبه براي چاپ در ماهنامه روزگار نو (كه اخيرا امتياز آنرا خريده است) انجام دهم . وي گفت كليه هزينه هاي مربوط به مصاحبه را خواهد پرداخت . در 8 مرداد 1381 به محل اقامت سبحاني دردوبلن رفتم و بمدت 8 ساعت با او صحبت نمودم و يك مصاحبه 40دقيقه اي نيز از او ضبط كردم .
5. سناريوي از پيش آماده شده نامبرده بطور خلاصه اين بود كه ازمسئولان «مجاهدين» بوده و بدليل «مخالفت با سياستهاي سازمان» توسط مجاهدين« زنداني و شكنجه » شده و پس از تحمل سالها زندان انفرادي ، مجاهدين او را به عراق تحويل دادهاند. چند سال هم در عراق زنداني بوده و سپس به رژيم ايران «مسترد» شده و توسط وزارت اطلاعات زنداني شده است .اما در روز سوم ورود به ايران ، از زندان« گريخته » و به آلمان آمده است. اما سبحاني به هيچوجه در مورد چگونگي فرارش از زندان توضيحي نمي داد و تمام سوالات مرا در اين زمينه با خنده و شوخي بي پاسخ گذاشت . وي ميخواست به اين وسيله بمن بفهماند كه چراوارد موضوعي ميشوي كه خودت از آن با اطلاع هستي .
6. سبحاني تصريح ميكرد كه "رسالت" او در خارج كشور مبارزه عليه مجاهدين و شخص آقاي مسعود رجوي است و مهمترين موضوع اين است كه بايستي آقاي رجوي را مورد حمله قرار داد . وي همچنين ميگفت كه مسئوليت دارد تا ساير «جدا شدگان مجاهدين» را كه از ايران «فرار ميكنند» سازمان دهد .
7. پس از ساعتها بحث و گفتگو و تماسهاي تلفني متعدد بعدي با اين فرد مثل روز برايم روشن شد كه اين فرد نه يك پناهجوي سياسي بلكه يك مأمور آموزش ديده اعزامي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي با پشتوانهٌقوي مالي و ارتباطي است كه به گفته خودش «در خارج جز با هدف مبارزه با مجاهدين نيامده ورسالت ديگري جزمقابله با آنها ندارد .
8. روز 14 مرداد 1381 ، سبحاني يك اطلاعيه 10 صفحه اي تايپ شده با امضاي مشترك دو نفر به نامهاي جواهري يار و ادوارد ترمادويان براي من فاكس كرد. روي اين اطلاعيه، تصحيحاتي به صورت دستنويس انجام شده و مشخص بود متن اصلي نه دست سبحاني و نه دست جواهرييار و نه ترمادويان است.بلكه آنها اين متن را از خارج از آلمان بصورت تايپ شده دريافت نموده اند. آشكار بود كه سرنخ مستقيماً در دست وزارت اطلاعات در تهران است .
9. در اين متن هر دو نفر، مانند سبحاني مدعي بودند «مخالف مجاهدين» بوده اند و پس از دستگيري توسط مجاهدين به عراق و از عراق به رژيم ايران تحويل داده شده اند و آنها نيز بطور مرموزي از دست وزارت اطلاعات گريخته اند و به اروپا آمده اند… عين همين سناريو چند روز بعد توسط فرد ديگري بنام حميد رضا برهون تكرار شد. هركس كه با زندانهاي مخوف رژيم ايران كمترين آشنايي داشته باشد، ميداند زندانيان سياسي فرار كرده در 20 سال گذشته انگشت شمار اند، حال چه شده كه در فاصله اي كوتاه، زندانيان بصورت «زنجيره يي» مي گريزند و سريعاً در كمال صحت و سلامت به اروپا ميرسند! پس چرا هزاران پناهنده ايراني سالهاست در كشورهاي همسايه ايران نظير تركيه ، پاكستان و آذربايجان و امارات و ... در انتظار آمدن به اروپا هستند؟
|