| نشريه مجاهد شماره 418 ـ 17آذر77
نامهيي كه ملاحظه ميكنيد در نشريهٌ «پرتو ايران» (چاپ آمريكا، مهر1377) منتشر شده است. در اين نامه نوري زاده بهعنوان يك ساواكي بهشاه پيشنهاد ميكند كه گروهي از ساواكيها براي راهاندازي يكراديو به بحرين بروند و در عراق ستادي را داير نمايند. وي بهاعليحضرت وعده ميدهد كه اين طرح ميتواند او را بهايران برگرداند! پرواضح است كه ولخرجي و سرمايهگذاري نوري زاده روي راديو در بحرين و درست كردن ستاد در عراق بيدليل نيست و قطعاً در ارتباط مستقيم با مزدوريش براي سرويسهاي مختلف در آنروزگار است. مطلعين ميدانند كه نوري زاده در ارتباط با بسياري از سرويسهاي مختلف دست خود را بند كرده بود. با تدقيق در اينامر، علت فرافكني و لجنپراكني هيستريك اين مزدور را عليه مجاهدين و تكرار اراجيفي از قبيل «شعبهٌ فارسيزبان حزب بعث عراق»، بهتر ميتوان دريافت.
===========================
مـزدوري بـراي تمـام فصـول
مجـيزگـويـي و خـوشرقصـي بـراي هـركـس كـه بيـشتر پـول مـيدهـد
تملقگويي براي «شاهنشاه آريامهر» بهقصد تيغ زدن او بهبهانهٌ راهاندازي راديو!

نامهٌ نوريزاده بهشاه بعد از فرارش از ايران
بهپادشاه، اميري كه روزگاري از سر قهر با مهرش بيگانه بودم
بهاميري كه اينك سرزمين مرا ترك كرده و ميليونها مثل ما را بيپشتو پناه نهاده، به محمدرضا پهلوي، شاه بزرگ پادشاهي كه روزي بزرگ بر دوش ملتش تا مجلس شوراي ملي رفت تا سوگند شاهي ياد كند.
امروز از نوشتن اين كلمات قصد يادآوري گذشته را ندارم. بلكه تلاش من اين است كه از تصوير سياه اشتباهات سكوي پرتابي بسازيم تا بهدامن سپيدي و روشني پرواز كنيم. آري اينك كه دردمند و دربهدر، آواره و بيوطن و بيپرچم، در شهر دود و مه در لندن، در حسرت نفس كشيدن در كوچههاي ايرانم، اينك كه ميدانم من و قلم من، انديشهٌ من ميتوانيم در خدمت رهايي ايران باشيم، هرچه دارم درطبق اخلاص ميگذارم و صادقانه از شما ميخواهم، نخست اين پيلهٌ سكوت را و بياعتنايي را بشكنيد، حرفي بزنيد كه ملت مسكين شما را تكان بدهد، توطئهٌ امپرياليسم را تشريح كنيد. من بهدليل دانستن زبان عربي و اقامت در بيروت از دوسالونيم پيش ميدانستم چهنقشهيي عليه ايران و استقلال كشورم توسط امپرياليسم شرق و غرب، فلسطينيها و قذافي كشيده شده، اينها را با امام موسيصدر درميان گذاشتم، متأسفانه سفير وطنفروش و كثيف ايران در بيروت (منصور قدر) كاري كرده بود كه امام موسيصدر، بهترين دوست شما، را بهدشمن تبديل نموده بود. باري اگر شما اشاره كنيد با صحبتهايي كه ما با بحرين كردهايم، راديو ايرانآزاد را بهراه مياندازيم. در عراق يك ستاد درست ميكنيم و با انتشار مجلهٌ «نجات ايران» تلاش ميكنيم مردم را بهطور بنيادي به تفكر وادار سازيم. اين ژنرالهاي خائن را بيرون كنيد. مطمئن باشيد مردم، همين مردم شما را به ايران دعوت خواهند كرد. من اسناد جالبي دارم كه نشان ميدهد چگونه تيمسار فردوست، مقدم، قرهباغي، حبيباللهي، ايادي و… از دوسال قبل با KGB در ارتباط بودهاند و از بدو فتنهٌ خميني نيز به دكتر بهشتي و منتظري گزارش ميدادهاند. پس اينها را رها كنيد و روي بهمردم آوريد. ما با كمك آقايان… و تني ديگر از ايرانيان وطنپرست گروه نجات ايران را برپا كردهايم. حال اين شما هستيد كه ما را تا سرمنزل پيروزي رهبري ميكنيد يا در همين آغاز راه با ادامهٌ سكوت، به نااميديمان ميكشانيد، با همهٌ دل و روح چشم انتظار حرف و دستوريم.
دكتر عليرضا نوريزاده 27نوامبر1979 لندن
|