ايرانزمين- شماره72- 22آبان74
راز و نياز عليرضا نوريزاده با وليفقيه رژيم
راز و نيازي كه در كليشهٌ مجاور با وليفقيه رژيم خونخوار خميني صورت گرفته ـآن هم بهمناسبت درآوردن دو چشم يك دختر توسط جلادان حاكمـ بينياز از توصيف است و بهخوبي ماهيت نگارنده و روزنامهٌ مربوطه را كه برچسب ناچسب «اپوزيسيون» را بر خود ميزنند، برملا ميكند.
در ايرانزمين شمارهٌ67 در مقالهيي از آقاي محمود احمدي در صفحههاي «مقاومت» آمده بود كه رسانههايي از قبيل «نيمروز» و راديو موسوم به «24ساعته» و امثال عليرضا نوريزاده كه آنها را ميگردانند و حرفهٌ خود را هتاكي و فحاشي به مقاومت و تكرار پيدرپي لجنپراكنيهاي مزدوران ساواك آخوندي از قبيل سعيد شاهسوندي و شمس حائري و نوروزعلي رضواني قرار دادهاند، دست در دست ساواك و سفارتخانههاي رژيم دارند تا با برچسب اپوزيسيون آنچه را كه رژيم ميخواهد و ميگويد به مقاومت نسبت دهند. اما همچنان كه در آن مقاله نيز آمده بود، شدت كينهتوزي آنها به مقاومت و دلبستگي و خوشخدمتي آنها به رژيم بهحدي است كه امان نميدهد و به اشكال مختلف كاسهو كوزهٌ «اپوزيسيون آخوندساخته» را بههم ميزند. راز و نياز و مجيزگويي عليرضا نوريزاده كه عيناً از نيمروز مورخ 5آبان74 كليشه شده، نمونهيي از همين رسواييهاست. آنقدر كه طرف سر از آويختن به عبا و نعلين خونآلود آخوندها در ميآورد و حتي به راز و نياز و ابراز عشق و مدح و ثناي «عارفانه» با وليفقيه جنايتكار رژيم ميپردازد.
جالب اينكه وقتي در رسانههاي مقاومت، همين واقعيت انكارناپذير بيان ميشود، آه و زاري مزدوران مربوطه بلند ميشود كه به ما فحش ميدهند و تهمت مزدوري ميزنند و اين همان تكرار داستان باروتفروشي است كه ادعا ميكرد سياهدانه بار زده و وقتي هم كه يك مشت از باروتها را زير ريش او آتش زدند، با ريش و چهرهٌ سوخته باز هم ميگفت: «نگفتم سياهدانه است؟!» حالا هم اگر اين مدح و ثناگويي براي خامنهاي را جلو آخوند بيعمامهيي كه آن را نوشته بگذاريد لابد خواهد گفت كه نگفتم كه من اپوزيسيون هستم؟!
اما اوج وقاحت اين مزدور پيماني آخوندها (عليرضا نوريزاده) در آن جاست كه تلاش ميكند تا جنايت وحشيانهٌ آخوندها را انكار كند. آنجا كه با وقاحت تمام ميگويد: «لحظهيي كه پسرم از روي شبكه اينترنت خبر آورد كه در ايران قرار است چشمهاي دختري را از كاسه بيرون آورند، گفتم پسرم در سرزمين ما محال است كسي پيدا شود كه چشم دختر جواني را به جرم آن كه عشق كورش كرده از كاسه بيرون آورد!»
اين است تلاش ضدمردمي و ضدميهني براي انكار جنايتهاي آخوندهاي ضدبشر كه سالهاست دنيا را تكان داده و هروجدان بيداري را از شدت تنفر و انزجار بيتاب ميكند،اما مزدوراني از اين دست اينچنين براي انكار آنها و شستن دست خونآلود جلادان، احساس وظيفه ميكنند كه دقيقاً آن روي سكهٌ وظيفهشناسي آنها در لجنپراكني و تهمت زدن به مقاومت است.
|