سـرسـپردگـي مطـلق بـهعـرفـان ايـرانـي و بريبودن از جماعت دينفروش!
كيهان لندن 6خرداد 78: «بسياري از اين حرفهايي را كه امروز آقاي خاتمي عنوان ميكند بهويژه آنچه مربوط به حاكميت ملي و آزادي گفتار و انديشه ميشود، 20سال پيش يا پيشتر آقاي خامنهاي در سخنرانيهايش عنوان ميكرد. در آن سالهايي كه در ايرانشهر در تبعيد بود يادداشتهايي مينوشت كه نيمي از آنها بوي سرسپردگي مطلق بهعرفان ايراني ميداد. آقاي خامنهاي در ايرانشهر چنان آزادگي و تسامح و تساهلي از خود نشان داده بود كه روحانيون و بزرگان اهلسنت شهر به ديدارش ميرفتند و پشت سرش نماز ميخواندند. روزهاي اول انقلاب كه عمامهبهسرها براي بهرهمند شدن از خوان انقلاب سرودست ميشكستند و دربرابر آقاي خميني سر سجده بهزمين ميگذاشتند، آقاي خامنهاي روي پلههاي مدرسهٌ علوي مينشست، آنهم اغلب بيعمامه و پيپش را چاق ميكرد و بهجماعت دينفروش ميخنديد».

|