ساير فعاليتهاي پادوي اطلاعات رژيم علي رضا نوري زاده
فعاليتهاي پاسدار سياسي رژيم علي رضا نوري زاده در وارد كردن نام مجاهدين در ليست تروريستي
(كميسيون امنيت و ضدتروريسم شورا...-25فروردين1381)
نشريه مجاهد شماره579 به تاريخ27فروردين81 : اطلاعيهٌ كميسيون امنيت و ضدتروريسم شوراي ملي مقاومت دربارهٌ تلاشهاي زبونانهٌ وزارت اطلاعات رژيم آخوندي براي شكايت عليه مجاهدين و مقاومت ايران در كشورهاي اروپايي براي گنجاندن نام مقاومت در فهرست تروريستي به نقش مزدور نوريزاده اشاره كرده و ميگويد:
“اين كميسيون، بهمجموعهيي از اسناد و گزارشهاي مربوط بهفعاليتها و توطئههاي هماهنگ شدهٌ وزارت اطلاعات و وزارت خارجهٌ ديكتاتوري مذهبي و تروريستي عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت در خارج كشور دسترسي يافته است كه پس از11سپتامبر و جنگ افغانستان، شورايعالي امنيت رژيم آخوندي بهرياست خاتمي در چندين جلسهٌ متوالي، تصميم گرفت با استفاده از شرايط سياسي تلاشهاي خود را در سطح بينالمللي عليه مجاهدين و مقاومت ايران متمركز كند تا دولتهاي خارجي بهويژه اتحاديهٌ اروپا و كشورهاي عضو اين اتحاديه را متقاعد سازد بهسازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت ايران، برچسب تروريسم وارد كنند و اسامي آنها را در فهرستهاي تروريستي بگنجانند. در خواست اصلي خاتمي و خرازي و ديگر كارگزاران سياست خارجي رژيم، از وزيران خارجهٌ اكثر كشورهاي اروپايي و كشورهاي ديگر مانند كانادا و ژاپن كه در چارچوب وقايع 11سپتامبر در پاييز 80به تهران سفر ميكردند، وارد كردن برچسب تروريستي بهمجاهدين و اخراج اعضا و هوادارانشان يا محدود كردن فعاليتهاي آنها با انواع و اقسام پروندهسازيها بود.
آخوند يونسي و ديگر دژخيمان اطلاعات آخوندي با وزيران خارجه و همراهانشان ملاقات كردهاند، تا با ارائهٌ گزارشها و اسناد و مدارك ساختگي آنها را متقاعد كنند و عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت به«مقابله»و «اقدامهاي مقتضي» و «بازدارنده» برانگيزند.
اما وزارت خارجهٌ رژيم، در پيشبرد اين سياست با مشكلات زيادي مواجه شد. يكي از سركردگان وزارتخارجه در گزارشي مينويسد:
وقتي ما از اروپاييها ميخواهيم مجاهدين را بهعنوان تروريست محكوم كنند، بهما ميگويند، آنها در خاك ما جرمي مرتكب نشدهاند. ما بايد اين تصوير را عوض كنيم.
آخوند خاتمي، سعيد حجاريان را چندبار بهطور مخفيانه بهبهانهٌ معالجه براي تشكيل يك لابي عليه مقاومت ايران و بهنفع رژيم براي گفتگوهاي پشت پرده، بهآمريكا ميفرستد. در اين سفرها محمد جواد ظريف معاون وزارتخارجهٌ رژيم او را همراهي ميكرده است. همزمان وزارت اطلاعات رژيم اقدامهاي گستردهيي را عليه مجاهدين در خارج از ايران آغاز نموده و ازجمله شماري از مزدوران شناخته شده را بهتركيه يا امارات يا بهتهران احضار و آنها را توجيه و موظف بهتشديد فعاليت عليه مجاهدين نمود. مزدوران وزارت اطلاعات از قبيل كريم حقي، محمدرضا حقي (اعزامشده از داخل ايران)، شمس حائري، نوروزعلي رضواني و مهدي خوشحال از بهمن گذشته موظف شدند براي شكايت عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت و مسئول شورا اقدام و بههمين منظور با اضداد شورا و مجاهدين مانند حاج سيد جوادي و بنيصدر و منصور بيات و… ديدار كنند. و همچنين از مزدوراني مانند نوريزاده و يعقوبي و نيز از عناصر معلومالحال در سازمانهاي حقوقبشري كمك بگيرند
نوريزاده قول داده بود كه با ساير مزدوران در اين پروژه همكاري كامل بهعمل بياورد و سريال جديدي از لجنپراكني و دروغپردازي عليه مجاهدين در كيهان شيخ و شاه و تلويزيونهاي فارسي زبان لسآنجلس (به كمك فردي بهنام عليرضا ميبدي) بهراه اندازد. ارائهٌ اطلاعات و شهادتهاي دروغ عليه مجاهدين نزد پليس و سرويسهاي اطلاعاتي كشورهاي اروپايي، يكي از مأموريتهاي محوله بهمزدوران بوده است و رژيم بهاين وسيله ميخواست اطلاعات دروغ و خبرهاي مجعولي كه وزارت خارجه و وزارت اطلاعات از طريق مجاري رسمي در اختيار كشورهاي غربي ميگذارند، از جانب اين افراد مورد تأييد قرار گيرد. بهعنوان مثال رژيم آخوندي در جريان زد و بند با پليس آلمان بهمنظور اعمال فشار برهواداران مجاهدين و پناهندگان ايراني و حمله بهمنازل آنها در آذر ماه گذشته، شماري از اين مزدوران مانند مهدي خوشحال و نوروزعلي رضواني را براي ارائهٌ شهادت دروغ عليه مجاهدين بهنزد پليس و مقامهاي قضايي شهر كلن فرستاده است.
در فرانسه نيز، شماري از عوامل و مزدوران رژيم نزد پليس و سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي بهدروغپردازي عليه مقاومت ايران پرداخته و مدعي شدهاند مجاهدين آنها را تهديد بهمرگ كرده و مورد آزار و اذيت قرار دادهاند.
مزدوران همچنين در نامهيي به «گزارشگر ويژهٌ امور حق تعيين سرنوشت ملتها» نوشتهاند “ مجاهدين با «اتكا بهحمايتهاي همه جانبهٌ» عراق «به عمليات تروريستي، خشونتطلبانه و قتل شهروندان بيگناه و انفجار بمب و خمپاره درشهرهاي ايران ميپردازند… اين سازمان با در پيش گرفتن رويهيي خشونتطلبانه و تروريستي بهعنوان مانعي جدي برسر راه گذار مسالمتآميز به سوي جامعهيي باز و دموكراتيك در شرايط كنوني ايران عمل ميكند…»
اين نامه توسط مزدوراني بهنامهاي محمد رضا اسكندري، علي اكبر راستگو، حسن خلج، هادي شمس حائري، حبيب خرمي، طاهره خرمي، كريم حقي، مهدي خوشحال و جعفربقالنژاد ارسال گرديده است.
در جريان سفر مزدوران ياد شده بهتهران، اطلاعات آخوندي تصميم گرفت ورقپارههايي مانند پيوند و دنا را تقويت نمايد بههمين خاطر قلم بهدستان بيشتري را در مؤسسهٌ كيهان تحتنظر پاسدار سرتيپ حسين شريعتمداري بهاين كار اختصاص داد.
گزارش علي رضا نوري زاده در رابطه با سفير انگليس در ايران:
راديو آلمان 10اسفند80 - مجري: ديويد ردوي، سفيرانگلستان كه در اثرمخالفت جمهوري اسلامي ايران با وي مورد تأييد دولت تهران قرارنگرفته بود، اكنون به عنوان سفير جديد لندن راهي افغانستان شده است.
“ نوريزاده : بريتانيا درانتظارنماند تا درتهران براي سفيرتازه اش كه جواز ورود به ايران را از سوي رهبرجمهوري اسلامي پيدا كرده بود تصميم تازه اي گرفته شود ... حال كه تهران تمايل ندارد ديپلمات سرشناس و برجسته فارسي دان و آگاه به تاريخ و فرهنگ ايران را بپذيرد نبايد وقت آقاي ديويد ردوي به بطالت سر شود ...... لندن انتظار نداشت در برابر تصميماتش درجلوگيري از فعاليت هاي سازمان مجاهدين خلق، و تروريست خواندن اين سازمان و بلوكه كردن حسابهاي مالي اش و البته گل روي آقاي جك استراو كه دوبار زحمت سفر به تهران را كشيده بود تنها به اين علت كه همسر ردوي از خاندان فرمانفرما و شاهزاده بلافصل قاجاراست وي را به ايران راه ندهند. اين يك بي مهري بزرگ بود كه به سادگي از يادها نخواهد رفت.
سايت نوريزاده 21بهمن83: برنامه ارتباط مستقيم عليرضا نوري زاده:
“ درلندن , آخرين تيرخلاص به سازمان مجاهد ين زده شد . چون درسفري كه رايس به لندن داشت , طي صحبت هاي طولاني, آمريكا به انگليس قول داده كه هژموني انگليس , در خاورميانه ناديده گرفته نميشود وقصد هژموني درخاورميانه ندارد و منافع انگليس در خاورميانه راحفظ خواهد كرد . به مجاهد ين اجازه نخواهند داد و آنها را همچنان درليست تروريستي باقي ميگذارند , درنتيجه انگليس هم خيالش راحت شد”
در آذرماه85 با صدور حكم دادگاه عالي اروپا مبني بر باطل بودن نامگذاري سازمان مجاهدين خلق در ليست تروريستي كه بخاطر سياست مماشات برخي كشورهاي اروپايي و مشخصا” انگلستان با ملايان، و اعترافات جك استراو، به بند و بست كثيف با رژيم ملايان، تمامي توطئه ها و عوامل استعماري و مزدوراني كه مجري اين طرح ضد ايراني بودند، بيش ازپيش رسوا و بي آبرو شدند.
اعتراف عليرضا نوريزاده در باره بند و بست هاي استعماري در مورد توطئه 17 ژوئن:
محكوميت جهاني رژيم رو به اضمحلال آخوندي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد بخاطر تهيه بمب اتمي ، و بحث تروريسم و گسترش بنيادگرايي، در منطقه توسط رژيم رو به زوال آخوندي .... خبر زير را تعبير و به نتيجه گيري رسانده و نقش مزدوران و جاسوسان چند جانبه را رسوا و آشكار مي سازد:
راديو آمريكا 28خرداد82 « زير ذره بين با عليرضا نوريزاده:
سوال : آقاي دكتر نوري زاده خبرها حاكي از دستگيري مريم رجوي و تعداد زيادي از فعالان سازمان مجاهد ين خلق در پاريس، اقدامي كه علت و انگيزه آن موجب بررسي است، چرا كه بسياري نگرانند اين نشانه يي از سازش اين كشورها با رژيم جمهوري اسلامي باشد.
جواب نوريزاده : اتحاديه اروپا ديروز در لوكزامبورگ در نشست وزاري خارجه اش تصميمي گرفت كه به اعتقادمن ارتباط دارد با آنچه كه امروز بامدادان در پاريس شد و احتمال دارد در ديگر شهرهاي اروپا اتفاق بيفتد. اتحاديه اروپا سازمان مجاهد ين خلق را يك سازمان تروريستي اعلام كرده بود. بريتانيا و ايالات متحده نيز همچنين..... طبيعتا به نظر من رژيم جمهوري اسلامي ايران شرطهايي را عنوان كرده در رابطه با اينكه آماده باشد كه پروتكل الحاقي مربوط به منع استخدام سلاحهاي هسته يي يا منع استخدام اتم در راههاي نظامي را به اين منوط كرده كه اروپا نيز در مقابل تصميماتي بگيرد براي جلوگيري از فعاليتهاي مخالفان جمهوري اسلامي و از آنجا كه سازمان مجاهدين خلق قبلا به عنوان يك سازمان تروريستي اعلام شده بود بنابراين اينها اين اقدام را كردند تا بگويند اروپا در رابطه با خواستهاي مقامات ايران به التزامات خودش عمل كرده و حالا نوبت ايران است كه در پاسخ بايد اين كار را انجام بدهد. در عين حال به اعتقاد من رژيم هميشه با استناد به حضور رهبران مجاهدين خلق در اروپا و آمريكا مدعي ميشد كه اين رژيمها و اين دولتهاي اروپايي و غربي هستند كه از تروريسم حمايت ميكنند الان اروپا ميگويد چنين چيزي نيست و در مقابل جمهوري اسلامي نميتواند مخالفان خودش را متهم به تروريسم بكنديا تظاهراتي را كه در ايران اتفاق مي افتد ربط به سازمان مجاهدين خلق بدهد. اين است كه به اعتقاد من اروپاييان شايد با اين اقدام خودشان بر اين هستند كه بر فشارهاي خودشان حالا بر ايران اضافه بكنند تا به جمهوري اسلامي اينرا تفهيم بكنند كه از اين به بعد از اين بهانه نميتوانند استفاده بكنند. البته اين حرفي كه شما ميزنيد از يك نظر قابل تامل است كه اين اقدام نخست در فرانسه صورت گرفته كه ميتواند به دو معنا باشد. يكي اينكه خانم رجوي و مقامات بلتدپايه سازمان در فرانسه بودند ويكي ديگر هم اينكه روابط ايران با فرانسه روابط خوبي است.»
توطئه هاي رژيم در جريان جنگ آمريكاو عراق عليه مقاومت ايران و كشف مهم! مزدور استيجاري عليرضا نوريزاده در « طرح حمله به خانه پدري »!
حاكميت آخوندي براي برچسب تروريستي اتحاديهٌ اروپا عليه مجاهدين و عليه شوراي ملي مقاومت ايران حساب زيادي باز كرده بود. در نيمهٌ خرداد1381، معاون وزارت خارجهٌ رژيم از «انجام 8دور گفتگوهاي فراگير» تا بهمنماه سال (1380) خبر داد. خواستهٌ رژيم دربارهٌ شوراي ملي مقاومت اجابت نشد.
بنا بر تجربه، زمينهسازيهاي سياسي رژيم آخوندي و مزدوران تابعه و وابسته، هميشه تهاجمهاي سنگين تروريستي يا هوايي و موشكي را هم بهدنبال داشت. اينبار اطلاعات آخوندي بيش از پيش به تروريسم و عملكرد مزدوران نفوذي خود ميانديشيد. زيرا در آن ايام و قبل از جنگ عراق- آمريكا، فضاي سياسي منطقهٌ خاورميانه، براي حملات هوايي و موشكي عليه ارتش آزاديبخش، مناسب نبود.
عليرضا نوريزاده در 20تير81 در كيهان لندن نوشت:
“«مطلبي دارم بسيار مهم» كه «طرح حمله به خانه پدري» است...”
(مطلبي دارم بسيار مهم-كيهان لندن20تير84)
اما ظاهراً جناح 2خردادي اطلاعات آخوندها كه قرار بوده نوريزاده را پيوسته با اخبار دست اول «تر و تازه» نگه دارد اينبار از فرط عجله و استيصال « مطلب بسيار مهم » را قبل از نوريزاده در سايتهاي تابعه خرج كرده و سر «آيتاللهزاده ابطحي »(رئيس دفتر خاتمي) اينبار بيكلاه ماند.
پرفضيحتتر اينكه، شش ماه قبل از آن يعني در 11ديماه1380 خبرگزاري رژيم (ايسناـ باند خاتمي)همين خبر را عيناً بار اول توسط عسكراولادي (شريك ديرين لاجوردي) اعلام كرده بود. سپس خط و نشان كشيدن رژيم آخوندي و اطلاعاتش شروع شده و رسانه هاي خارجي لابي رژيم نيز به اين موضوع دامن زدند (11دي1380) . بعد از آن خبرگزاري فرانسه از تهران خبر را منتشر كرد. و بدنبال آن راديو آزاد عربي و محمدعلي اماني دبير مؤتلفه در استان تهران و .... هم به موضعگيري در باره خبر پرداختند.
نوريزاده در باره اين خبر دست اول! و در توطئه اي كثيف عليه مجاهدين و مقاومت ايران مينويسد:
«3جوان هموطنم كه در ارتش رجوي خدمت ميكردند، از جرياني پرده برداشتند كه پشتم را لرزاند.... توطئهيي بزرگ در راه است، بهگفتهٌ اين هموطنان رجوي تدارك يك ماجراجويي تازه را ميبيند و يگانهراه نجات خود و حلقهٌ يارانش را حملهيي تازه به ايران ميداند، اين حمله بهمحض شروع عمليات نظامي آمريكا عليه عراق آغاز خواهد شد… اين خبر را سرسري نگيريد ...با افشاگريها ميتوان اين توطئه را خنثي كرد.
…اما من همچنان ميگويم و مينويسم و سيدعليآقا (خامنهاي) را مورد خطاب قرار ميدهم. وسيلهٌ ديگري كه ندارم. اهل تفنگ و ترقه و توپ و تانك هم نيستم.... » .
(سـرسـپردگـي مطـلق بـهعـرفـان ايـرانـي كيهان لندن6خرداد78) برخي ديگر از پشت لرزه هاي مزدور اجاره اي و جاسوس سياسي رژيم آخوندي نوريزاده:
نگراني نوريزاده از « طرح حمله به خانهٌ پدري »، كه همان باغ مهران (مقر ساواك شاه و اطلاعات شيخ) قرارگاه ثارالله و مقر آقاي ابطحي و « سيد نازنين » و دفاتر عسكراولادي و آخوند حسينيان و سعيد امامي و ساير «تاريكخانههاي نظام»هست، البته بسيار قابل فهم است! اما اينبار، «مطلب بسيار مهم» ايشان را، شش ماه پيش از آن، يكي ديگر از پدرخواندههايش يعني (عسكراولادي) در « خانهٌ پدري » از تازگي انداخته بود!
با اينهمه، اينكه هنوز هم پشت «آقازادهٌ» فرنگي نظام بلرزد، جاي تعجب نيست زيرا « پشتلرزه » اقتضاي طبيعت مزدوران فعال اجارهيي است. برخي از دلايل اين پسلرزهها به شرح زير است:
ـ در 5آبان74 در نيمروز نوشت : «…بهخامنهاي گفتم حضرت اگر هنوز هم در گوشه و كنار اين قلب پارهپاره شده ميبينم كه تصويرهاي گمشدهٌ تو حضور دارد ازآنرو است كه… آنقدر منزلت داشتي كه رفيقانت تو را از طايفهٌ دردكشان ميدانستند… هنوز هم دل ميگويد سيدعلي سرانجام غبار مقام دنيوي از پيكر روح پاك خواهد كرد و جان… در چشمهٌ عرفان كه روزگاري سفرهٌ دل در كنارش پهن ميكرد، خواهد شست…»
بخشهايي از اطلاعيه كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت23تير1381
ـ در 12تير75 در راديو اسراييل در مورد وليفقيه رژيم گفت: « سيد اما با استعداد است. همانطور كه شعر حافظ را ميخواند و بعد آن را تفسير ميكرد كه قلب ما را تكان ميداد با تانك و توپ هم خيلي زود آشنا ميشود… نميدانم چرا هيچ رابطهيي بين خانقاه و توپ و تانك نميبينم، اما سيد بههرحال توانسته بود بهنوعي ايندو را با هم جمع بكند»…
ـ 27شهريور77 دركيهان لندن دربارهٌ سرپاسدار دژخيم رحيمصفوي نوشت: «سردار سرلشكريحيي رحيمصفوي متولد1331است. حضرتش در جريان انقلاب تير ميخورد و بعد از معالجه به پاريس ميرود و جزء خدمهٌ آقا ميشود، فوقليسانس دارد و مشغول گذراندن دورهٌ دكتراي ژئوپليتيك در دانشگاه امامحسين است».
(ستايش سپاه پاسداران و رحيم صفوي-كيهان لندن674، 27شهريور77)
ـ 6خرداد78 در كيهان لندن: «بسياري از اين حرفهايي را كه امروز آقاي خاتمي عنوان ميكند بهويژه آنچه مربوط به حاكميت ملي و آزادي گفتار و انديشه ميشود، بيستسال پيش يا پيشتر آقاي خامنهاي در سخنرانيهايش عنوان ميكرد. در آن سالهايي كه در ايرانشهر در تبعيد بود يادداشتهايي مينوشت كه نيمي از آنها بوي سرسپردگي مطلق بهعرفان ايراني ميداد. آقاي خامنهاي در ايرانشهر چنان آزادگي و تسامح و تساهلي از خود نشان داده بود كه روحانيون و بزرگان اهل سنت شهر به ديدارش ميرفتند و پشت سرش نماز ميخواندند».
ـ نوريزاده در 5مرداد78 در راديوي آلمان دادستان انقلاب خميني در زمان قتلعام زندانيان سياسي را در شمار مبارزان بزرگ عصر استبداد مذهبي توصيف كرد و گفت: «خوئينيها اگرچه در دادگاه تفتيش عقايد ملايان محكوم شده است، اما او نيز همچون آيتالله منتظري در اين محكوميت وارد كتاب مبارزان بزرگ عصر استبداد مذهبي ميشود».
(تملقگويي مهوع براي آخوند خويينيها راديو آلمان، 5مرداد 78)

وجوه دريافتي مزدور اجاره اي از رانتهاي چند ميليوني در دولت خاتمي و...
رسالت16تير80 به نقل از پاسدار – سردار جزايري فاش كرد كه:
“ دوخرداديها با استفاده از رانتهاي چندميليون دلاري در خارج كشور دستگاه اطلاعات راه انداخته و با استخدام امثال عليرضا نوري زاده در تماس مستقيم با محمدعلي ابطحي مسئول دفتر وقت آخوند خاتمي رئيس جمهوري رژيم در آن سالها كارها را در خارج كشور هماهنگ مي كردند. از اين پيشتر خودش اعتراف كرده بود «اين پول طيب و طاهر است و متعلق به ملت ايران است.
( پولهاي طيب و طاهر29ارديبهشت77-نشريه مجاهد389) بگذريم كه وجوه دريافتي اين مزدور اجارهيي در زمان استجاره در سرويسهاي كشورهاي مختلف عربي و غيرعربي نيز حساب جداگانهيي دارد كه روزي برملا خواهد گرديد.
 
اعتراض هموطنان عليه عليرضا نوري زاده با سواستفاده از عنوان روزنامه نگار و خبرنگار...:
در جريان اعتراض هموطنانمان براي حضور عليرضا نوري زاده مامور وزارت اطلاعات آخوندي و جاسوس چند جانبه تحت عنوان “خبرنگار و روزنامه نويس” براي برگزاري جلساتي در شهر برمن آلمان، در سال79، اين مزدور با لودگي خاص آخوندي و باوقاحت و دريدگي ويژهٌ آخوندهاي از نوع رفسنجاني در اطلاعيهيي، مدعي شده بودكه «51مأمور مسلح باباتوم، چوب و دشنه و بادمجان و گوجهفرنگي و بادكنكهاي پر از رنگ» بهمحل سخنراني او در اسن رفته و انتظارش را ميكشيدهاند. اما بهدليل هوشياري پليس او از معركه گريخته است! و ...
اما مهمترين بخش اطلاعيهٌ نوريزاده جايي است كه خودش را با لاجوردي و صيادشيرازي و ايرانيان پناهنده در آلمان را با اعدامكنندگان آنها مقايسه كرده و گفته بود «
آن دستي كه دست مأموران رجوي را ميگيرد و تا حجرهٌ لاجوردي و خانهٌ صيادشيرازي ميبرد… همان دستي است كه مشت سربازان گمنام امام زمان را در برمن برپيشاني من كوفت».
هرچند نوريزاده در اين مقايسه تلاش كرده بود كه قيمت خود را براي ولينعمتهاي خود بالا ببرد ولي ناخواسته با همطراز قرار دادن خود با لاجوردي و صيادشيرازي بههمجبهه بودن با دژخيمترين عناصر رژيم ضدبشري اعتراف كرده و بر صحت عمل هم وطنانمان در اسن صحه گذاشته بود.
بخشي از اطلاعيه ها و افشاگريهايي در اين رابطه به ضميمه گزارش مي باشد .
(اعتراضات و موضعگيريها عليه نوريزاده – در آلمان اول دي79)
برخي از موضعگيريهاي نوريزاده عليه مجاهدين و رزمندگان شهر اشرف آنروي سكه مجيزگويي از رژيم آخوندي و ايادي اش
مزدور چند جانبه عليرضا نوريزاده، در تيرماه85 در برنامه خانه پدريِ او (يعني همان زير عباي ولي فقيه و اژه اي) در سايتهاي وزارت اطلاعات مثل اينترلينك و فلق و آوا... ، فغان رژيم و مزدوران و شكنجه گرانش از استواري و پايداري مجاهدين شهر اشرف را بر زبان آورد. در شرايطي كه ولي فقيه ارتجاع و رژيم مستاصل آخوندها در انزاوي بين المللي ناشي از تحريمات شوراي امنيت قرار گرفته و دخالتهايش در عراق و ساير كشورهاي منطقه بيش ازپيش افشا شده است، و در راستاي پيشبرد خط شكست خورده رژيم عليه اشرف و استواري تشكيلات مجاهدين گفت:
“داشتم با دوست عزيزم مسعود (منظور وي مامور شناخته شده اطلاعات رژيم در انگلستان، مسعود خدابنده است) صحبت مي کردم راجع به اين بجه هاي مجاهدين در اشرف. آقا به داد اينها برسيد. سه هزار تا آدم آنجا هستند. حد اقل دوهزار و اندي از آنها آدم هايي هستند که به ميانسالي رسيده اند و هم سن و سال بنده هستند. کم و بيش. اين ها از عمرشان چه فهميدند جز نفرت؟ . .... هدف من است با تمام نيرو. رفتم آمريکا صحبت کردم با امريکايي ها. با هر مسئولي در سنا، در وزارت خارجه و هر جا که رفتم گفتم اين ها رو نجات بديد. چرا بايد اين بچه ها آنجا اسير باشند؟ چرا بايد اجازه نداشته باشند از عراق بيرون بيان؟ چه گناهي کرده اند اين هاحد اقل بگذاريد بيايند و آرام بگيرند اينجا يک مقداري.
اخلاق رو از جامعه برديد و دروغ رو جايگزين کرديد. اخلاق رو از جامعه برديد و بي ايماني رو جايگزين کرديد. نتيجه اش هم اين جامعه اي است که داريم مي بينيم. همه به هم دروغ مي گن. همه همديگر رو متهم مي کنند. شش سال گنجي توي زندان پوستش در آمده .....”
نوري زاده و دفاع از مزدوران رژيم و تلاش براي جدا كردن حتي يك مجاهد از اشرف
نوري زاده كانال يك – 850620 وي با اشاره به نامه يكي از مزدوران مستقر در تيف بنام علي بخش آفريدنده كه با اطلاعات رژيم و مزدوران خارجي و داخلي اين رژيم همكاري ميكند به دفاع پرداخت. بچه آخوند فرنگ نشين در راستاي خط رژيم عليه اشرف و رزمندگانش با سوزش تمام از پيوستن نسل جوانان به مجاهدين مي گويد:
نوري زاده:... اينها را براي اين ميگويم اين جواناني كه الان فريب مي خورند , اين سازمان در همان شرايطي است كه رژيم جمهوري اسلامي است ... اماالان , اعضاي سازمان نبايد چوب اينها را بخورد اينها كه در اشر ف هستند داغون هستند يك محيط ارعاب درست كرده اند . ....
اشك تمساح يا اشك نوري زاده و عامل اطلاعات رژيم در نروژ بنام عليرضا بشيري!
سايت نوريزاده در ارديبهشت84 در يك خبر دست پخت اطلاعات رژيم گفت: ... خبر ديگري داريم آرزو ميكنم كه حرف من را كساني كه در مجاهدين و شوراي ملي مقاومت هستند , گوش كنند, واين حرف را ازسر دلسوزي ميگويم, يك آقايي كه درنروژ زندگي ميكند به عراق رفته بود و براي همسرش هم ويزاي ورود به نروژ گرفته بود. يك پسر 17 ساله دارد كه حدود 14 سال است مادرش را نديده است... وي ميگويد سازمان به اينها (خانم خبازان) گفته است كه اگر بيرون بروي , شوهرت تورا تكه تكه ميكند , و بچه ات را زير ماشين ميگذاريم....
سازمان بايد بداند ... اگر كساني ميخواهند بروند به آنها اجازه بدهيد كه بروند .. . سراغ همسرش برود, برود.....ووقتي اين هموطن براي من تعريف ميكرد هردومان اشك ميريختيم كه اينها در چه وضعيتي هستند بخصوص وضعيت جداشدگان ... بحث اين است كه نبايد به زور اينهارا نگه داشت وقتي ميخواهند بروند بگذارند بروند . .
در همين رابطه يك گزارش كه توسط برخي از اعضاي پارلمان اروپا در17ژوئيه 2005 تهيه شده است... اين دروغگويي نوريزاده و حمايت از يك عامل اطلاعات رژيم را افشا كرده و در مصاحبه حضوري با خانم خبازان مينويسد:
“ ...خانم خبازان گفت كه عليرضا بشيري را آخرين بار در ماه آوريل2005 ديده بود. پس از اينكه وعده يك خانه و ماشين براي خريدن راضيه كفايت نكرد، او قرارگاه اشرف را ترك كرد.
خانم خبازان اضافه مي كند: يك ماه پيش از آن، «از طريق سايت نوريزاده، يك عامل رژيم، شنيدم كه من گفتهام “اگر با تو بيايم آنها تو (عليرضا) و فرزندم را خواهند كشت. آنها تو را تكه تكه و دخترمان را له خواهند كرد”. اين يك دروغ ديگر از قول من است… اينكه بعد از 15سال نگران من باشد بسيار مشكوك است. او ميگويد نميتواند با خانوادهاش ملاقات كند، اما او خانواده من نيست »..”
موضعگيري نوريزاده عليه دكتر محمد مصدق
اين مزدور در برنامه پنجره اي رو به خانه پدري در شهريور85 عليه دكتر محمد مصدق اراجيفي گفت از جمله اينكه: مصدق ديگر توان مبارزه نداشت و دلش مي خواست بميرد.... . اين مزدور كثيف در همين سلسله برنامه هاي ضد ملي، از شعبان بي مخ كه سر چماقدار شاه خائن در كودتادي سال1332عليه حكومت ملي دكتر مصدق و دكتر فاطمي و ...) بود حمايت ميكند بطوريكه مورد اعتراض عده اي از تماشاگران برنامه شان نيز قرار ميگيرد ولي با وقاحت آخوندي توضيح ميدهد كه:
“ شعبان بي مخ آدم متديني بوده و معتقد بوده نماز ميخوانده روزه ميگرفته و من آدم تحليل گر و روزنامه نگارهستم وقتي راجع به يك نفر صحبت ميكنم نبايد فقط نظرخودم را بگويم !.... دررابطه با اتهامي هم كه به شعبان بي مخ ميزدند كه با چاقو به فاطمي حمله كرده ودرآنروز كذا چاقوكشي كرده اينطور نبوده و من خودم با وي صحبت كردم , واين درست نبود وآنروز وي در زندان بوده است .”
مزدور ساواك شاه و شيخ، دربرنامه روزبعد ميگويد كه شعبان بي مخ خودش چاقونزده ولي ميدانسته كه چه كسي اينكار را كرده ولي چون مرده بود اسمش را نگفته است!! ...
اين حرف وي درست مثل سفيدكاري و رفع و رجوع ارتباطاتش با باند سعيد امامي و فلاحيان بود... كه اين مزدور اجاره اي با سواستفاده از شغل خبرنگاري در سالهاي قبل نيز در رابطه با ارتباطاتش با باند سعيد امامي گفته بود:
“ طبيعتا” كار من و همكارانم حكم ميكند كه با هر نوع آدمي سخن بگويم . به گفته وي عباس سليمي نمين(معاون رسانه يي سعيد امامي و سردبير سابق كيهان هوايي و ....) چندماه پيش از انتخابات خاتمي در سفري به لندن ترتيب ملاقات يكي از مقامهاي كيهان! را با نوري زاده در رستوران حافظ لندن مي دهد. ”
عليرضا نوريزاده، جاسوس چند جانبه از زبان جناحهاي مختلف درون رژيم و ...
در جنگ و دعواي جناحهاي مختلف رژيم بعضا” به افشاي جنايات همديگر مي پردازند. از جمله مزدور كثيف و جاسوس چند جانبه، عليرضا نوريزاده توسط جناح ديگر رژيم آخوندي رسوا شده است. به نمونه هايي از توصيفاتي در باره اين مزدور توسط باندهاي آدمكش رژيم صورت گرفته توجه كنيد:
قلمزن چند جانبه: روزنامه كيهان: 78/09/29رقص در مزبله !!...
(رقص در مزبله-روزنامه كيهان29آذر78) رونامه نگار درباري: جمهوري اسلامي: 78/10/30-ستون جهت اطلاع
همكار رسانه اي ساواك شاه- روزنامه نگار درباري-... روزنامه كيهان - 78/04/05 .... ابراهيم يزدي در گفتگو با راديو لندن افزود: اينها مرتبا با امامي جلسه داشتند و از او خط مي گرفتند! در همين زمينه عليرضانوريزاده در گفتگو با راديو آمريكا ادعا كرد دو هفته پس از قتل فروهر از عوامل قتل منجمله سعيد امامي )اسلامي( اطلاع داشته و نام وي را از طريق راديو آمريكا ذكر كرده است.نوريزاده همكار منوچهر گنجي بود.
|