نشريه مجاهد454
وقتي مزدور اجارهيي دست خود را رو ميكند!
دربارهٌ شگردهاي اطلاع رساني و طرز كار وزارت اطلاعات آخوندي
از: كميسيون امنيت و ضدتروريسم شوراي ملي مقاومت
نوريزاده (در آخر خط شگردهاي اطلاعرساني باند خاتمي درباره قتلهاي سياسي):
آقاي سعيد امامي خودش شخصاً دسترسي به آقاي خامنهاي نداشته، من در اين ترديدي ندارم كه بههرحال شخص خود آقاي خامنهاي از اين ماجرا خبر نداشته فتاوي كه صادر شده، بعضي از اين فتاوي،امضاي آقاي خزعلي را زيرش دارد. بنابراين آقاي خاتمي از همان زمان خواستار بركناري و تغيير اينها بوده حالا ما مشاهده ميكنيم كه آيتالله خامنهاي بهمرور متوجه اين شده كه اگر اقدام نكند چه لطمات زيادي متوجه شخص او خواهد شد به همين دليل ميبينيم كه آقاي رفيقدوست كنار زده ميشود. البته رفيقدوست در ارتباط با قتلها و غيره اسمش نيامده… ولي قوهٌ قضاييه، بهدفعات افرادي در اين قوهٌ قضاييه و خود رئيس قوهٌ قضاييه بهعنوان پاسداران اسلام ناب محمدي مورد تقدير و ستايش سعيد امامي قرار گرفته است
چهار نفري كه بهطور مسجل اينها اگر موفق ميشدند كارشان را ادامه بدهند، اينها را ميكشتند، اين چهارنفر يكي آقاي عبدالله نوري است، نفر بعدي آقاي عطاءالله مهاجراني، وزير ارشاد، هست. نفر بعدي آقاي سعيد حجاريان هست بهعنوان مشاور رئيسجمهوري و نفر چهارم آقاي خوئينيهاست
سرمقالهٌ جمهوري اسلامي (16مرداد): براي طراحان و عاملان قتلها، بدنام كردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و متهم ساختن وزير اطلاعات وقت، هدف اصلي نبود، بلكه اينها ازجمله اهداف مقدماتي بودند كه از طريق آنها هدف مهمتري دنبال ميشد…
هدف نهايي اين بود كه گفته شود وزير اطلاعات بدون هماهنگي با مقام بالاتر هرگز چنين اقدامي نـميكند. مقام بالاتر كيست؟ رهبر انقلاب!اطلاعيهٌ تفصيلي سازمان قضايي نيروهاي مسلح دربارهٌ قتلهاي زنجيرهيي… بسياري از ابهامات مربوط به اين واقعهٌ شوم را برطرف ميكند
رسالت (19مرداد): معلوم نيست كه چرا عكس سعيد امامي را عليرضا نوريزاده و مسئولان روزنامهٌ صبح امروز (سعيد حجاريان) دراختيار داشتهاند. آيا رابطهيي بين ايندو وجود دارد؟
رسالت (18مرداد): عليرضا نوريزاده دوهفته قبل كه نامهٌ فرماندهان سپاه به رئيسجمهور منتشر شد، ادعا كرد از پاسخي كه رئيسجمهور به اين نامه داده است، خبر دارد!
جبهه (16مرداد): سعيدجان حنايت پيش ما رنگي ندارد…
آقاي سعيد حجاريان شما را اگر دور و بريهايتان در روزنامهٌ تحت امرتان نشناسند و گول حال و هواي جديد را بخورند ما كه ميشناسيم…
دومخرداديها بهلطف مدير مسئول متخصص «صبح امروز»و كارشناس مجرب اسراييلي (آقاي نوريزاده) و آخرين ترفندهاي اينگونه امور آشنا هستند
*يكي از مسئولين مركز پژوهشهاي مجلس رژيم: در دفتر مطالعات روي رسانههاي بيگانه دربارهٌ رفت و برگشت اخبار، روي برنامهريزي گروه 200نفرهٌ تبليغاتي جناح آقاي خاتمي كار كرديم. معلوم شد هررسانه را به فراخور حالش تغذيه و توجيه ميكنند. اين شيوهها را آقاي ربيعي و آقاي حجاريان از وزارت اطلاعات با خودشان آوردهاند. شايعه را اول نشرياتي مثل ايراننيوز ميزنند، بعد رسانههاي مشخص مثل بي.بي.سي يا روزنامههاي انگليسي و ايتاليايي يا ژاپني انعكاس ميدهند. توجيه نوريزاده بعضاً مستقيم توسط آقاي حجاريان و گاه غيرمستقيم صورت ميگيرد.براي مصاحبه با رسانههاي فارسيزبان مثل بي.بي.سي و راديو آلمان و صداي اسراييل خبرهاي طبقهبنديشده براي استفادهٌ نوريزاده را مشخص ميكنند.اخيراً هم كه بين آقا(خامنهاي)و آقاي خاتمي صحبتهايي شد و ديدند پاي هردوجناح از طريق سعيد امامي و مصطفي كاظمي (موسوي)بهميان كشيده ميشود، يك توازني ايجاد شد. لذا گروه تبليغاتي آقاي خاتمي در سياست تبليغاتي خودشان سعي ميكنند توازن ايجاد بكنند. اگر همين مسأله حمايت از رهبري را آقايان دقت كنند، آخرش نفع دومخرداديها هم در همين است
ايران نيوز (17 مرداد): مقامات عراقي بايد بهخاطر داشته باشند كه تا زماني كه دوموضوعي كه ذيلاً به آن اشاره ميشود مورد بررسي قرار نگيرد دورنـماي يك صلح دائمي چندان روشن نخواهد بود.
اول اين كه حضور سازمان مجاهدين خلق در عراق بايد بهسرعت پايان پذيرد.
نوريزاده (18 مرداد، تلويزيون الجزيره): رئيسجمهور عراق ايران را به عدم صداقت در حل اختلافات با عراق سرزنش و متهم ميكند… در حالي كه عراق از مجاهدين خلق حمايت ميكند. لذا ضروري است كه
اولاًـ برخي حقايق را مشخص كنيم و درصدر آنها اين كه مادامي كه رژيم عراق از مجاهدين خلق حمايت ميكند، روابط در وضعيت فعلي ادامه خواهد يافت
پس از رياست جمهوري خاتمي، دراثر عملكرد «جام زهر» سهسرگي در درون رژيم آخوندي، در بين سردژخيمان وزارت اطلاعات نيز انشعاب ايجاد شد و شماري از آنان مانند امينزاده و حجاريان و ربيعي (مشاوران ارشد خامنهاي)«اصلاحطلبي» پيشه كردند و اهل «قانونگرايي» و «جامعهٌ مدني» و بعضاً حتي مانند سعيد حجاريان اهل «شوراهاي اسلامي»و «مردمسالاري»شدند!
مطلعين ميدانند كه هستهٌ مركزي باند خاتمي مركب از حدود 10نفر است كه سردژخيمان اطلاعات و كميته و سپاه آخوندي نفرات اصلي آن هستند. بهعنوان مثال امينزاده از مؤسسين وزارت اطلاعات آخوندي است كه خاتمي ميخواست ابتدا او را بهرياست حزب خودش (جبههٌ مشاركت اسلامي) بگمارد و بعد منفعت را در اين ديد كه او را معاون وزير خارجه نـمايد. نفر ديگر كميتهچي پيشين، پاسدار تاجزاده است كه گرداننده اصلي وزارت كشور ميباشد. نفرات ديگر موسوي لاري، مزروعي، عربزاده، خانيكي، بورقاني و عرب هستند…
درحاليكه رژيم آخوندي در منجلاب قتلهاي سياسي و فضاحت عالمگير آن دستوپا ميزند، سازمان قضايي نيروهاي مسلح، براي بستهبندي كردن موضوع و دربردن سردمداران رژيم از اين فضاحت، در روز 13مرداد، اقدام به انتشار اطلاعيهيي كرد كه ابعاد تازهيي از وقاحت آخوندي را به نمايش ميگذارد. اما سناريو مسخرهيي كه در اين اطلاعيه سرهمبندي شده، حتي در درون رژيم هم جدي گرفته نشده و مطالب روزنامههاي آخوندي نيز بهوضوح نشان ميدهند كه انگشتهاي اتهام همچنان متوجه سران رژيم است. به عنوان نمونه روزنامه جمهوري 16مرداد، در سرمقالهٌ خود مينويسد: «…هدف نهايي اين بود كه گفته شود وزير اطلاعات، بدون هماهنگي با مقام بالاتر، هرگز چنين اقدامي نميكند، مقام بالاتر كيست؟ رهبر انقلاب!…» روزنامه جمهوري اسلامي ميافزايد: «سعي ميكردند ذهنها را نسبت به رهبري بدبين كنند»و «عجيب است كه اين ترفند ماهرانه حتي در بسياري از نيروهاي خود نيز كارگر افتاده و آنها را نيز تحت تأثير قرار داده بود و عجيبتر اين كه حتي بعضي از معتمدين صاحبنظر و اهل تحليل، در آن روزها تحت تأثير اين القائات قرار گرفته و ناخودآگاه با آن همراه شده بودند». جمهوري اسلامي در سرمقاله خود اما اظهار خوشوقتي ميكند كه «اطلاعيه ٌ تفصيلي سازمان قضايي نيروهاي مسلح دربارهٌقتلهاي زنجيرهيي…بسياري از ابهامات مربوط به اين واقعه شوم را برطرف ميكند».
واقعيت اين است كه پس از سركوب قيام تهران آخوند خاتمي گامهاي بلندي براي ذوب در مقام ولايت برداشت كه يكي از آنها توافق براي صدور اطلاعيهٌقضاييه قواي مسلح رژيم است. هدف مستتر در اين اطلاعيه مبرا كردن ولي فقيه از قتلها بود و اين كه قتلها «توطئهيي شوم»عليه تماميت رژيم براي مخدوشكردن «چهرهٌ نظام در داخل و خارج»بوده است!
اطلاعيهٌ سازمان قضايي قواي مسلح رژيم آخوندي در 13مرداد صادر گرديد. دو روز بعد يعني در 15مرداد طبق خطي كه گروه تبليغات آخوند خاتمي داده بود، مزدور اجارهيي عليرضا نوريزاده در بخش فارسي راديو فرانسه، ولي فقيه را از قتلها مبرا شناخت و گفت «اين نكته هم به نظر من خيلي قابل توجه است كه آقاي سعيد امامي خودش شخصاٌ دسترسي به آقاي خامنهاي نداشته. ترديدي ندارم كه به هر حال شخص خود آقاي خامنهاي از اين ماجرا خبر نداشته» و دربارهٌ تغييرات قوه قضاييه رژيم و بنياد مستضعفان و شوراي نگهبان افزود: «ما مشاهده ميكنيم كه آيتالله خامنهاي به مرور متوجه اين شده كه اگر اقدام نكند (يعني بركنار كردن عوامل تقصيركار)چه لطمات زيادي متوجه شخص او خواهد شد».
مزدوري كه از اين پيشتر به اجارهٌسعيد امامي و باند وليفقيه درآمده بود (نمونهها را ذيلاًملاحظه ميكنيد) اكنون در اجارهٌباند خاتمي ميگويد «تصميم آقاي امامي و دوستانش روي دومحور ميرود. از يكطرف… ميخواهند نشان دهند كه خاتمي هيچ كنترلي بر امور ندارد… و مجلس را وادار بكنند كه طرح عدم كفايت او را مورد بررسي قرار بدهد، و از طرفي در صحنهٌ خارجي نيز نشان بدهند كه برخلاف برداشت خارجيها كه آقاي خاتمي موجب يكتحول عمده در ايران خواهد شد، او چنين كاري نخواهد كرد، بنابراين بهتر است خارجيها اميدشان را از آقاي خاتمي ببرند».
اما اين حرف كه سعيد امامي به خامنهاي دسترسي نداشته و خامنهاي از اين قتلها مطلقاً خبر نداشته، لااقل به اين صراحت در اطلاعيهٌ سازمان قضايي نيروهاي مسلح رژيم آخوندي نيامده است. اين درجه از دريدگي و وقاحت، سهم مزدور اجارهيي است تا براي در بردن سران اصلي رژيم، با دست باز مهره هاي پايينتر را به عنوان «عناصر خودسر» دمبرق بدهد. به اين ترتيب در صورت لزوم «خودكشي»آنان در مراحل آينده تسهيل ميشود.
اما اين سناريو نه در درون رژيم و نه در بيرون آن خريداري ندارد. همان طور كه در پيام مسئول شوراي ملي مقاومت دربارهٌ اطلاعيهٌ سازمان قضايي نيروهاي مسلح آمده بود، حقيقت چيز ديگري است: «حقيقت اين است كه بسياري از نزديكان بيتالعنكبوت خامنهاي ميدانند كه سعيد امامي ارتباطات نزديكي با شخص خامنهاي داشته و خامنهاي او را "سعيدجان" خطاب ميكرده و بارها خانواده خامنهاي را براي سفر به خارج همراهي كرده است. حقيقت بعدي مسئوليت و اطلاع كاملالعيار خاتمي بهعنوان رئيسجمهور و رئيس شوراي عالي امنيت رژيم در اين قضاياست».
بنابراين تنها فايدهٌ دنائت مزدور اجارهيي، رو كردن دست خودش ميباشد.
طي ماههاي گذشته، يكي از باندهاي وزارت اطلاعات رژيم آخوندي با خرج كردن يك سري اطلاعات و دادن آنها به نوريزاده، خط خود را پيش ميبرد.
يكي از شگردهاي شناخته شده وزارت اطلاعات رژيم آخوندي اين بوده است كه طبق طرحهاي مصوب ا طلاعاتي، ابتدا عناصري مانند نوريزاده را اجاره نموده و با كار روي اين قبيل مزدوران به سرمايهگذاري اطلاعاتي مبادرت ميكنند. سپس در سربزنگاه خطوط مورد نظر خود را القاءمينمايند. قراردادن اوراق بازجويي سعيد امامي در اختيار نوريزاده كه ارتباط نزديك وي را با وزارت اطلاعات نشان ميدهد، در همين چارچوب انجام شده است: «من يكچيزي نزديك به بيستوسهچهار صفحه از اعترافات او را در دست دارم» (همان مصاحبه با راديو فرانسه 15مرداد78).
نكتهٌ مهم ديگر استفادهٌگستردهٌ رژيم آخوندي و عناصر اطلاعاتي آن از رسانههايي مانند راديو بي.بي.سي و راديو فرانسه است كه در اجراي طرحهاي اطلاعاتي رژيم بهمثابه امدادرسان وارد صحنه ميشوند و توسط رژيم مورد بهرهبرداري قرار ميگيرند.
نمونهٌ مشخص اين بهرهبرداري، كه سند مكتوب آن با دستخط سعيد امامي در نشريهٌ ايرانزمين 23بهمن74 كليشه شده است، نشان ميدهد كه وي گردانندهٌ توطئهيي براي واداركردن هنرمندان بهموضعگيري عليه مجاهدين بوده است و براي اين منظور در فكسي كه ارسال كرده، راديو بي.بي.سي و راديو فرانسه را در كنار رسانههاي تحت نفوذ وزارت اطلاعات نظير نيمروز و كيهان لندن، معرفي كرده كه با آنها تماس بگيرند.
به اين ترتيب وزارت اطلاعات سوژههاي مورد نظر خود را ازطريق اين راديوها بهصحنه ميآورد و حرفهاي خود را از زبان آنها بيان ميكند و سپس همين مصاحبهها را در رسانههاي داخل كشور، با استناد به اين راديوها منتشر مينمايد.
البته تلاش براي خارج كردن سران رژيم از منجلاب قتلهاي سياسي آنقدر فضاحتبار است كه جز بهرسوايي عاملان آن نميانجامد.
شايان يادآوري است كه پس از رياست جمهوري خاتمي، در اثر عملكرد «جام زهر»سه سرگي در درون رژيم آخوندي، در بين سردژخيمان وزارت اطلاعات نيز انشعاب ايجاد شد و شماري از آنان مانند امينزاده و حجاريان و ربيعي (مشاوران ارشد خامنهاي)«اصلاحطلبي» پيشه كردند و اهل «قانونگرايي»و «جامعه مدني»و بعضاٌ حتي مانند سعيد حجاريان اهل «شوراهاي اسلامي»و «مردم سالاري»شدند!
مطلعين ميدانند كه هسته مركزي باند خاتمي مركب از حدود 10 نفر است كه سردژخيمان اطلاعات و كميته و سپاه آخوندي نفرات اصلي آن هستند. بهعنوان مثال امينزاده از مؤسسين وزارت اطلاعات آخوندي است كه خاتمي ميخواست ابتدا او را به رياست حزب خودش (جبهه مشاركت اسلامي)بگمارد و بعد منفعت را در اين ديد كه او را معاون وزير خارجه نمايد. نفر ديگر كميتهچي پيشين، پاسدار تاجزاده است كه گردانندهٌ اصلي وزارت كشور ميباشد. نفرات ديگر موسوي لاري، مزروعي، عربزاده، خانيكي، بورقاني و عرب هستند…
اما دژخيماني مانند سعيد امامي در جنگ قدرت در داخل رژيم در طرف ولي فقيه باقي ماندند.مزدوران اطلاعات آخوندي در خارج كشور عمدتاً به سعيد امامي يا نوچههاي او از قبيل شريعتمداري (سردبير كيهان) و شماري ديگر وصل بودند و بعضاً مانند مزدور اجارهيي مورد بحث پس از 2خرداد ، دست به دست شدند و به جناح ديگر وزارت اطلاعات منتقل شدند.
در جريان جنگ جناحها، باندهاي مختلف هيأت حاكمه آخوندي بعضاً دست يكديگر را هم در اين زمينه نيز روميكنند.بهعنوان مثال روزنامه رسالت 18 و 19مرداد ديگر«درز دادن»اطلاعات را براي استفادههاي جناحي از طريق مزدوران اجارهيي در خارج كشور «برنتابيده»و سعيد حجاريان و نوريزاده را بههمين دليل مورد عتاب قرار داده است. همچنان كه مركز پژوهشهاي مجلس هم در بررسيهاي خود (كه يك نمونه آن فوقاً درج شده است)به فاش كردن طرز كار باند رقيب و گروه تبليغاتي آن مبادرت ميكنند. نمونهٌاظهار لحيهٌ مزدور اجارهيي دربارهٌ رابطهٌ عراق با مقاومت ايران از جهت آشنايي با شگردهاي اطلاعاتي و تبليغاتي رژيم آخوندي بسيار گوياست:
در 17مرداد ايران نيوز (متعلق به باند امينزاده در وزارتخارجهٌرژيم آخوندي) نوشت: مقامات عراقي بايد بهخاطر داشته باشند كه تا زماني كه دو موضوعي كه ذيلاٌ به آن اشاره ميشود مورد بررسي قرار نگيرد، دورنماي يك صلح دايمي چندان روشن نخواهد بود.
اول اين كه حضور سازمان مجاهدين خلق در عراق بايد بهسرعت پايان پذيرد.
دوم اين كه ساير مادههاي قطعنامه598 سازمان ملل بهخصوص مادهيي كه به پرداخت غرامت جنگي به ايران مربوط ميشود، بايد مورد توجه خاص و جدي در رضايت كامل تهران قرار گيرد.
روز بعد نوريزاده در تلويزيون الجزيره (متعلق به قطر) در پاسخ به اين سؤال كه آيا فكر ميكنيد لحن عراق (اشاره به سخنراني رئيس جمهور عراق) ربطي به حوادثي دارد كه براي مجاهدين خلق در عراق روي داده است، چنين گفت: «حتما، اولاٌ رئيس جمهور عراق ايران را به عدم صداقت در حل اختلافات با عراق سرزنش و متهم ميكند… در حالي كه عراق از مجاهدين خلق حمايت ميكند و نيروهاي مجاهدين خلق را براي نفوذ به ايران و انجام كارهاي تروريستي ياري ميكند و لذا ضروري است كه اولاً - برخي حقايق را مشخص كنيم و در صدر آنها اين كه مادامي كه رژيم عراق از مجاهدين خلق حمايت ميكند روابط در وضعيت فعلي ادامه خواهد يافت».
|